جملات شریعتی درباره استحمار
2_10_1388 . 14:41
#1
جملات شریعتی درباره استحمار



دوستان گرامی!
جهت تهیه آرشیوی برای دسته‌بندی موضوعی اندیشه‌های شریعتی، جملات شریعتی درباره استحمار را با ذکر شماره مجموعه آثار و صفحه مربوطه، در این بخش وارد نمائید.


.
15_11_1389 . 05:42
#2
شکر استحماری
"... یک مقدس اردبیلی بود که ماه‌های رمضان منبر می‌رفت، هر روز یک شکر می‌کرد به اسم «سی شکر» روزانه یک نعمتی را کشف می‌کرد و مردم می‌گفتند: «شکر!». یک روز مثلا می‌آمد و می‌گفت: «مردم شکر کنید !» پرسیدند «چرا شکر کنیم !؟» می‌گفت: «فردای قیامت اگر این ملایکه‌ی عذاب آمدند و از شما پرسیدند: خدا به شما عقل داده، شعور داده، چرا به حرف من عمل نکردید؟»

شما نمی‌دانید که چطوری جواب خدا را بدهید! «خدا را شکر کنید!» که چطوری جواب خدا را بدهید! «خدارا شکر کنید!» که خدا علمایی مثل ما خلق کرده، تا وقتی که خداوند چنین سوال‌هایی را می‌کند به او بگویند: «قربان! جواب ابلهان باشد خموشی!» یعنی، اینها ابلهند و جوابی ندارند بدهند!

فردا می‌گوید: شکر دوم! بگویید: «الهی شکر!» می پرسند: «چه شکری؟»

می‌گوید: این الاغی که سوار می‌شوید، اگر خدای ناکرده خداوند جوری خلقش می‌کرد که پشتش مثلا یک شاخ قرار داشت، آن وقت چه کار می‌کردید؟
حالا پشت الاغ شاخ ندارد. بلند بگو: «الهی شکر !»

پس‌فردا، شکر سوم!

می‌گفت: «شب تابستان، روی پشت‌بام که نشسته‌ای، یک کاسه سکنجبین کنارت می‌گذاری، خیار هم در آن می‌ریزی و می‌گیری می‌خوابی، نیمه شب بلند می‌شوی، اگر جبرئیل که از روی آسمان رد می‌شود، طوری ساخته می‌شد که می‌توانست بشاشد! و تو یک مرتبه می‌دیدی که توی کاسه‌ات مدفوع جبرئیل است، آن وقت چه کار می‌کردی؟ حالا که خداوند علی اعلی جبرییل را یک جوری ساخته که نمی‌شاشد، پس الهی شکر!

این را اگر چه الان به عنوان شوخی تلقی می‌کنیم، فلسفه‌ی زندگی ماست! توده‌ی ما را نگاه کنید که به چه چیزهایی راضی‌اند، آنها که مذهبی‌‌ترند، مقدس‌ترند، چه قدر راضی‌ترند! به همان میزانی که بدبخت‌ترند، بر نعمات خداوند شاکر! شکر اینگونه، استحمارگرانه است!

این درست به عکس شکر آگاهانه است که «آگاهی بر نعمت» است. این «غفلت از نعمت» غفلت از نعمت‌هایی است که از دستشان گرفته‌اند!..."


مجموعه آثار ۲۰ / چه باید کرد / ص ۰۰
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
17_3_1390 . 15:00
#3
متد استحمارگری
"... یکی (استحمار ) مستقیم است، دیگری (استحمار) غیر مستقیم. مستقیمش یعنی وارد کردن اذهان به جحالت یا منحرف کردن آن ها ، یعنی ذهن ها را به جهل و گمراهی و انحراف کشاندن ، و اما غیر مستقیمش یعنی اغفال ذهن ها از حق بزرگ و فوری و حیاتی به وسیله ی پرداختن ذهن ها به یک حق (یا چند حق) کوچک ، غیرحیاتی، و غیر فوری..."


مجموعه آثار ۲۰ / چه باید کرد / ص ۰۰
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
29_6_1390 . 16:27
#4
جملات شریعتی درباره استحمار
"... اهرام ثلاثه- که در چشم من، همان تثلیث شوم استبداد و استثمار و استحمارند و به نشانه سرگذشت مظلوم انسان، این فاجعه را ساخته‌اند و به نمایندگی سرنوشت حاکم بر انسان- همچنان برپا ایستاده‌اند..."


مجموعه آثار ۲۲ / مذهب علیه مذهب / ص ۱۸۸
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
26_1_1395 . 12:52
#5
یکی از اون شیطنت‌های شیرینِ شریعتی



یکی از اون شیطنت‌های...

نویسنده : نگاهِ نو

موضوع : خلقِ واژه‌ی استحمار


ما برای شرحِ اندیشه‌ی شریعتی، خیلی زیاد از واژه‌ی "استحمار" استفاده می‌کنیم، چرا که، اساساً، وجهِ اصلی‌ی پروژه‌ی فکری‌ی شریعتی، در دورانِ خودش، مبارزه‌ی ضدِ استحماری بود. پس بهتر است که، اول، تکلیفِ خودمان را، با این واژه، روشن کنیم.

آن روزی که شریعتی، این تثلیثِ شومِ "زر و زور و تزویر" رو کشف کرد، و اون رو با دقت و زیبایی‌ی هر چه تمام‌تر تئوریزه کرد، که به نظر من، باید اون روز رو، به نامِ "روزِ جهانی‌ی زر و زور و تزویر" نام‌گذاری کرد، و جشن گرفت!، خواست سه اصطلاحِ دیگه هم، که معادلِ این سه اصطلاح باشند، پیدا کنه.

خب! برای زر، کلمه‌ی "استثمار" وجود داشت، و برای زور هم، واژه‌ی "استبداد"، اما، برای تزویر، واژه‌ی مناسبی نبود. این دو کلمه‌ی استثمار و استبداد، واژه‌هایی عربی، و از نظرِ دستورِ زبانِ عربی، در بابِ "استفعال" هستند، و شریعتی، ناچار بود که، برای هماهنگی و خوش‌آهنگ بودن، کلمه‌ای را، در همین بابِ استفعال، پیدا کند. اما متاسفانه یا خوشبختانه، چنین واژه‌ای پیدا نشد، یا پیدا نکرد، و شاید هم عمداً پیدا نکرد!

در این زمان، شریعتی دست به یک شیطنتی زد. پیش خود گفت که: کارِ تزویر، فریب دادن و "خر" کردنِ مردم است، و حالا که چنین لغتی در بابِ استفعال وجود ندارد، من باید لغتی را بسازم که، معنی "خر کردنِ" مردم را بدهد، و در بابِ استفعال هم باشد. در این حال بود که، هم‌چون ازشمیدس، ناگهان فریاد برآورد که: یافتم! یافتم!

خب! چه واژه‌ای را یافته بود؟ واژه‌ی "حِمار" را! که در عربی، به معنای "الاغ" و "خر" است. بقیه‌ی کار هم که بسیار ساده بود. تنها لازم بود که، با هر کلکی که شده، الاغِ بیچاره را به بابِ استفعال بکشاند! الاغ را هم که همه خوب می‌شناسیم، و میزانِ خریت و الاغیت و فریب‌خوری‌ی او را خوب می‌دانیم، در نتیجه، شریعتی او را، در چشم به هم زدنی، که عمراً الاغ حتی حس کرده باشد!، به بابِ استفعال بُرد، و واژه‌ی "استحمار" پا به عرصه‌ی وجود، نه ببخشید، پا به عرصه‌ی علومِ انسانی و علومِ اجتماعی و علومِ مذهبی گذاشت!

در این رابطه، قابلِ ذکر است که، سیستمِ فکری‌ی شریعتی، پیچیده‌تر و دقیق‌تر از آن است که، بدون مقدمه، و همین طور اتفاقی و دل‌بخواهی، این واژه‌ی "حمار" را کشف و انتخاب کرده باشد، و بعد آن بیچاره را به بابِ استفعال برده باشد! و من بر این باورم که، شریعتی، با توجه به آن آیه‌ی معروف، که "علمای بی عمل" را، به "حمار" تشبیه می‌کند، که کتاب بر آنان بار شده است، و به فریب و خر کردنِ مردم هم مشغول‌اند، واژه‌ی "حمار" را انتخاب کرد، تا این واژه، در "واقعیت" هم، ریشه‌های عمیقی داشته باشد، و نه این که تنها ساخته‌ی ذهنِ خودِ شریعتی باشد.

این هم اعترافِ خودِ شریعتی به این شیطنتِ شیرین:


"... استحمار، از لحاظِ دستورِ زبانِ عربی، غلط است. چون الاغ، تا حالا، هیچگاه، به بابِ استفعال نرفته است!! ولی ما می‌بریم‌اش! زورمان به الاغ که می‌رسد! این همه الاغ‌ها ما را به این طرف و آن طرف بردند، بگذار! یک مرتبه هم، ما الاغ‌ها را ببریم!..."

مجموعه آثار ۲۸ / روش شناخت اسلام / ص ۶۱۲*


منبع : کانال شریعتی به زبان ساده
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویرایش : شروین یک بار
.


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

.