جملات شریعتی درباره سوسیالیسم
23_12_2009 . 14:45
#1
جملات شریعتی درباره سوسیالیسم



دوستان گرامی!
جهت تهیه آرشیوی برای دسته‌بندی موضوعی اندیشه‌های شریعتی، جملات شریعتی درباره سوسیالیسم را با ذکر شماره مجموعه آثار و صفحه مربوطه، در این بخش وارد نمائید.


ــــــــــــــــــــــــــــــ
.
09_01_2010 . 16:45
#2
موهبت سوسیالیسم
"... سوسیالیسم و دموکراسی، دو موهبتی است که، ثمره ی پاک‌ترین خون‌ها، و دست‌آوردِ عزیزترین شهیدان، و مترقی‌ترین مکتب‌هایی است که، اندیشه‌ی روشنفکران و آزادی خواهان و عدالت طلبان، به بشریتِ این عصر، ارزانی کرده است..."


مجموعه آثار ۲۲ / مذهب علیه مذهب / ص ۲۳۱
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویرایش : یک بار / شروین
.
09_01_2010 . 17:48
#3
سوسیالیسم، مایه زندگی
"... دعوتِ به سوسیالیسم، دعوتِ به آزادیِ انسان، از بندِ افزون‌طلبی و... عاطل گذاشتنِ همه‌ی احساس‌های انسانی و استعدادهای خدایی و... است. اما، هرگز در آستانه‌ی چنین دعوتی، و در لحظه‌ی انتخابِ چنین جبهه‌ای، نمی‌توانم فراموش کنم که، انسان، همه این نیست، گرچه، راهِ "انسان شدن"، تنها از این طریق می‌گذرد... و هرگز نمی‌توانم باور کنم که، این، پایانِ راه است.

انسان‌ها، هنگامی که، در زندگی در یک اجتماع، روابطِ خویش را بر بنیادِ عدالت تنظیم کردند، نخستین سوال، که سوالِ سرنوشتِ اوست، پیش می‌آید، بیش از همه وقت، و عمیق‌تر و جدی‌تر از هر جامعه و نظامی، که، "زندگیِ عادلانه، آری، اما، زندگی کردن برای چه؟"، زیرا، عدالت و برابری و برخورداریِ هر کس، از برکاتِ زندگی‌ی این جهانی، همه، "مایه"های زندگی کردن است، اما، ساده لوحانه است، و تحقیرِ آدمی، اگر، آنچه را که مایه‌ی زندگی است، "فلسفه"ی زندگی تلقی کنیم.

"چگونه زیستن"، آری، سوسیالیزم به ما پاسخ می‌دهد. اما، "چرا" زیستن؟ این سوالی است که، انسان، با آن آغاز می‌شود... خلاصه کردنِ انسان، در برخورداریِ درست از زندگی‌ی اقتصادی، خلاصه کردنِ " انسان" است. نوعی "استضعافِ معنوی‌ی آدمی" است، و نوعی رها کردنِ آدمی‌ی پس از سوسیالیسم، در پوچی، بیهودگی، بیگانگی، جمودی، سردی، بی‌هدفی، بی‌ایمانی، و خوب زیستن بی‌آنکه بدانیم زیستن برای چه ؟!... "


مجموعه آثار ۲۵ / انسان بی‌خود / ص ۳۵۷
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویرایش : یک بار / شروین
.
13_02_2010 . 01:53
#4
رابطه ماتریالیسم و سوسیالیسم
"... ماتریالیسم، یک "عقیده‌ی نظری"، یک "مکتبِ خاصِ فلسفی" است، در حالی‌که، سوسیالیسم، یک "ایده‌آلِ انسانی"، و یک "ضرورتِ حیاتی" است. ماتریالیسم، مبحثی است که، متفکران و دانشمندان باید بدان بپردازند، در حالی‌که، سوسیالیسم، در مسیرِ آرمانِ آزادی‌خواهی، حق‌طلبی، و عدالت‌جویی‌ی انسان، دعوتی است به نفی‌ی تبعیض و بهره‌کشی و افزون‌طلبی‌ی فردی و شرکِ طبقاتی و بنای توحیدِ انسانی، و بالاخره، مبحثی است که، در زمینه‌ی سیری و گرسنگی، و برخورداری و محرومیت، و انحصار و اشتراک، در مواهبِ زندگی‌ی مادی و معنوی‌ی مردمِ یک جامعه، مطرح می‌شود..."


مجموعه آثار ۴ / بازگشت / ص۳۶۰
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویرایش : یک بار / شروین
.
13_02_2010 . 01:55
#5
رابطه ماتریالیسم و سوسیالیسم
"... ماتریالیسم، دقیقاً، همان کاری را با سوسیالیسم کرد، که فئودالیسم، با مذهب کرده بود! فئودالیسم، خداپرستی را، که تجلی‌ی عشق، پرستش، جست‌وجوی کمال، و معنی و حقیقتِ نهایی‌ی جهان است، و تکیه‌گاه‌اش، ارزش‌های انسانی، به ابتذال کشاند... و با ماتریالیسم، روحِ عدالت‌خواهی، و عشقِ به برابری، که معنوی‌ترین و ضدمادی‌ترین تجلی‌ی وجدانِ اخلاقی‌ی آدمی‌است،... قربانی شد..."


مجموعه آثار ۵ / ما و اقبال / ص ۲۶۳
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویرایش : یک بار / شروین
.
13_02_2010 . 02:00
#6
رابطه ماتریالیسم و سوسیالیسم
"... نقطه‌ی ضعفِ سوسیالیسم (مارکسیستی)، این است که، آن را به ماده‌گرایی وصل کرده‌اند، و در عمل هم، به صورتِ دولت‌پرستی، و اصالتِ دولت‌اش در آورده‌اند، و اصالتِ دولت هم، بعداً، به صورتِ اصالتِ رئیسِ دولت و رهبر در آمده است، و اکنون، اگر یک رهبر، یک آدم عمله‌ی بی‌شعوری مثلِ استالین هم باشد، باید تمامِ افکارِ فلسفی‌مان را، در رابطه با سوسیالیسم، که یک بحثِ علمی‌است، از آقای رهبرمان بیاموزیم! و او هر چیز نوشت، دیگر وحی‌ی مُنزّل است..."


مجموعه آثار ۲ / خودسازی انقلابی / ص ۷۸
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویرایش : یک بار / شروین
.
13_02_2010 . 02:02
#7
رابطه ماتریالیسم و سوسیالیسم
"... و منطقی است که، سوسیالیسم و سرمایه‌داری، چنان که گرایشِ آن را می‌بینیم، هر دو، از فلسفه‌ی زندگی، انسانی‌شناسی، و اخلاق، به مردابِ اکونومیسم بیفتند، چه، ماتریالیسمِ فکری، طبیعتاً، در نهایت،... به ماتریالیسمِ اخلاقی منجر می‌شود..."


مجموعه آثار ۲ / خودسازی انقلابی / ص ۱۰۹
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویرایش : یک بار / شروین
.
13_02_2010 . 02:16
#8
سوسیالیسم، رهائی از منجلاب بورژوازی
"... سوسیالیسم، بدان گونه که ما تلقی می‌کنیم، تنها به این خاطر مقبول نیست که، در مسیرِ جبری‌ی تاریخ، پس از سرمایه‌داری، حتمی‌الوقوع است، بلکه، به این خاطر است که، انسان را، که تنها موجودی است، که "ارزش" می‌آفریند، و به تعبیرِ اسلام، حاملِ روحِ خداست، و رسالتِ اساسی‌اش در زندگی، تکاملِ وجودی‌ی خویش است، از بندگی‌ی اقتصادی در نظامِ سرمایه‌داری، و زندانِ مالکیتِ استثماری، و منجلابِ بورژوازی آزاد می‌کند..."


مجموعه آثار ۱۰ / جهت‌گیری طبقاتی اسلام / ص ۹۳
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویرایش : یک بار / شروین
.
13_02_2010 . 02:18
#9
ما مارکسیست نیستیم ، سوسیالیست‌ایم
"... روشن است که، به چه معنایی، ما مارکسیست نیستیم، و به چه معنایی، سوسیالیست‌ایم. مارکس، به عنوانِ یک اصلِ علمی ‌و کلی، اقتصاد را زیربنای انسان می‌گیرد، و ما، درست برعکس، به همین دلیل، با سرمایه‌داری دشمن‌ایم، و از انسانِ بورژوازی نفرت داریم. بزرگ‌ترین امیدی که به سوسیالیسم داریم، این است که، در آن، انسان، ایمان، اندیشه، و ارزش‌های اخلاقی‌ی انسان، دیگر روبنا نیست، کالای ساخته و پرداخته‌ی زیربنای اقتصادی نیست، خود، علتِ خویش است. شکلِ تولید، به او شکل نمی‌دهد، در میانِ دو دستِ "آگاهی" و "عشق"، آب و گِل‌اش سرشته می‌شود، و خود را، خود، انتخاب می‌کند، می‌آفریند، و راه می‌برد. تکاملِ تاریخ به سوی "بیدار شدنِ خدا در انسان است".چرا هگلی سخن بگوئیم؟ به زبانِ قرآن: "خداگونه شدنِ انسان در طبیعت". و برای تحققِ این آرمان و این رسالتِ عظیم است که، باید، این خداگونه‌ی زمین را، از "زندانِ اقتصاد"، رها کرد..."


مجموعه آثار ۱۰ / جهت‌گیری طبقاتی اسلام / ص ۹۳
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویرایش : یک بار / شروین
.
13_02_2010 . 02:21
#10
سوسیالیسم را می‌پرستم
"... سوسیالیسم را می‌پرستم، اما، افسوس می‌خورم که چرا این‌چنین سطحی و منجمد و محصورِ در ابتذال کرده‌اند؟ سوسیالیسم، ولو در همین حدِ اقتصادی و مصرفی‌اش، گرچه اقتصاد را مبنا قرار می‌دهد. اما، یک سوسیالیست، یک (موجودِ) ضد اقتصادی است، یک انسانِ فداکارِ مذهبی است..."


مجموعه آثار۳۵ / آثار گونه‌گون / ص ۵۵۲
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویرایش : یک بار / شروین
.
29_11_2011 . 01:07
#11
سرمایه‌داری، مسخ کننده‌ی ماهیتِ انسانی
"... بورژوازی‌ی سرطانی، و سرمایه‌داری فولادزره‌ی جدید، دیگر از مرزِ همیشگی‌اش، یعنی خوردنِ "حقِ انسان‌ها" گذشته، و "وسواسِ خناس"ی شده است که "حقیقتِ انسان" را دارد مسخ می‌کند، و جوهرِ وجودی و معنای حقیقی‌ی آدمی از دست می‌رود. سوسیالیست‌های عدالت‌خواه فریاد اعتراض بر می‌آورند که، سرمایه‌داری "سودِ اضافی" را می‌خورد، و بیش از آنکه به کارگر می‌دهد، از او کار می‌کشد، و بهره می‌گیرد. دامنه‌ی فاجعه را چه کم گرفته‌اند، و عمقِ زخم را چه اندک! این، همانندِ فریادِ هیأت‌های عزاداری است که، در فاجعه‌ی کربلا، و هم‌دردی با عزیزِ شهید، و محکومیتِ یزیدِ جلادِ حق‌کشِ مردم‌کشِ اسلام‌کش، اعتراض می‌کنند که: "اگر کشتند، چرا آبت ندادند"!..."


مجموعه آثار ۵ / ما و اقبال / ص ۲۴۹
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 3 مهمان