دموکراسی هدایت‌شده
25_10_1389 . 21:28
#1
دموکراسی هدایت‌شده
بررسی موضوعی





دوستان گرامی!
منتظر دریافت نظرات شما درباره این موضوع هستیم.



ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
25_10_1389 . 21:36
#2
جملات شریعتی درباره دموکراسی هدایت‌شده
مطالعه جملات





دوستان گرامی!
جملات شریعتی درباره "دموکراسی هدایت‌شده" را در لینک زیر مطالعه فرمائید.


مطالعه جملات شریعتی


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
25_10_1389 . 21:38
#3
شریعتی، دموکراسی و نقد آن
فاضل میبدی





دوستان گرامی!
مقاله آقای محمدتقی فاضل میبدی درباره دموکراسی متعهد در اندیشه‌ی شریعتی را در لینک زیر مطالعه فرمائید.


مطالعه مقاله


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
22_1_1390 . 18:08
#4
شریعتی و دموکراسی متعهد
نویسنده : ناشناس





دوستان گرامی!
سخنرانی فردی ناشناس درباره دموکراسی متعهد در اندیشه‌ی شریعتی را در لینک زیر مطالعه فرمائید.


مطالعه مقاله


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
22_1_1390 . 18:12
#5
نقدی بر دموکراسی هدایت‌شده شریعتی
روح‌الله سوری





دوستان گرامی!
سخنرانی روح‌الله سوری درباره دموکراسی متعهد در اندیشه‌ی شریعتی را در لینک زیر مطالعه فرمائید.


مطالعه مقاله


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
22_1_1390 . 18:17
#6
درباره دمکراسی نزد دکتر شریعتی
جلیل آخورده





دوستان گرامی!
پاسخ آقای جلیل آخورده به مقاله‌ی "نقدی بر دموکراسی‌ی هدایت‌شده شریعتی" نوشته‌ی روح‌الله سوری را در لینک زیر مطالعه فرمائید.


مطالعه مقاله


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
22_1_1390 . 18:55
#7
حقیقت و ناکامیِ "دموکراسی متعهد"
احسان شریعتی





دوستان گرامی!
مصاحبه با احسان شریعتی درباره دموکراسی متعهد در اندیشه‌ی شریعتی را در لینک زیر مطالعه فرمائید.


مطالعه مصاحبه


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
22_1_1390 . 19:20
#8
دموکراسی هدایت‌شده
نظر احسان شریعتی


"... در پیش از انقلاب، ما بحث امامت شیعی را داشتیم، که دکتر شریعتی در اواخر دهه‌ی چهل پیرامون "رهبری‌ی عقیدتی" نظریه‌ای را مطرح کرد، که در ابتدا معتقد بود رهبری‌ی فکری می‌تواند و می‌باید در امور سیاسی و اجرایی هم دخالت کند. هرچند در مجموع، ارزیابی او این بود که در دوره‌ی غیبت اداره‌ی امور و کار به دست مردم است، و بعد از غیبت کبرای امام مهدی، رهبری‌ی کاریزماتیک به‌طور کلی به مردمسالاری(دموکراسی) منتقل می‌شود(همان‌طور که به تعبیر اقبال: پس از خاتمیت وحی، دوران استقلال و تفسیر عقل فرا می‌رسد). حالا این‌که این دموکراسی باید چه شکلی داشته باشد؟ "متعهد"(به برنامه) و "هدایتی"(دارای رهبری فکری)باشد یا از نوع لیبرال؟، مسأله‌ی بعدی است. اول این ارزیابی است که در دوران غیبت بهترین یا کم‌تر بد همه‌ی نظام‌ها دمکراسی است(در برابر الیگارشی و آریستوکراسی و مونارشی و تئوکراسی و...)..."


برگرفته از سخنرانی : بزرگداشت پدر طالقانی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویرایش : یک بار / شروین
.
22_1_1390 . 19:21
#9
ضعف دموکراسی هدایت‌شده
نظر احسان شریعتی


س : آیا ولایت فقیه محصول "امت و امامت" است یا خیر؟

ج : شاید به دلیل همزمانی‌ی سال طرح این دو نظریه چنین اشتباهی برای شما پیش آمده است: "ولایت فقیه یا حکومت اسلامی" نام سلسله دروسی است که توسط آیت‌الله خمینی در بهمن ۱۳۴۸ در نجف مطرح شد، و "امت و امامت در جامعه‌شناسی" از نخستین سخنرانی‌هایی است که توسط دکتر شریعتی در فروردین ۱۳۴۸ در حسینیه ارشاد طرح شده است.

این دو نظریه از دو منظر مختلف و بر مبانی متفاوتی(یکی در فقه و دیگری در جامعه‌شناسی) و با نتایجی گوناگون ساخته و پرداخته شده‌اند. هرچند پس از انقلاب، برخی از علاقمندان به این دو شخصیت، این دو نظریه را با هم در آمیخته‌اند، و برداشت کردند که امت و امامت بیان روشنفکری و دانشگاهی‌ی ولایت‌فقیه است.

نظر دکتر دفاع از حکومت فقها یا روحانیون در برابر دموکراسی نبود. بلکه منظور او علاوه بر بازاندیشی‌ی مفهوم اسلامی‌ی امت، و نظریه‌ی شیعی‌ی امامت(وصایت و شورا)، بر سر چگونگی‌ی تحقق دموکراسی در شرایط کشورهای رهاشده از استعمار(جهان سوم سابق، و جنبش "غیرمتعهدها" به رهبری نهرو و ناصر و...، پس از کنفرانس باندونگ اندونزی در سال ۱۹۵۵) بود، و طرح دموکراسی‌ی حقیقی‌ی "رأی"ها در برابر دموکراسی‌ی صوری‌ی "رأس"‌ها، که ناظر به تجربیات دوره‌ی مبارزات نهضت ملی‌شدن نفت یه رهبری‌ی دکتر مصدق بود، که دربار و فئودال‌ها و...، به قصد تصاحب مجلس، رأی دهقان‌ها و مردم مستضعف را می‌خریدند، و مصدق را متهم به دیکتاتوری می‌کردند! دکتر می‌گوید: باید شرایطی ایجاد شود که دموکراسی‌ی واقعی پیاده شود و "رأس" بدل به "رأی" شود. حقیقتِ دموکراسی کمیت و اکثریت صوری‌ی آرا نیست، بلکه دموکراسی‌ی حقیقی اتفاقاً رعایت حقوق اقلیت است. نظر دکتر در آن هنگام این بوده که روشن‌فکران هم در عرصه‌ی عمومی، و حتی اجرایی، مسئولیت و مشارکت داسته باشند، تا صاحبان زر و زور و تزویر نتوانند به‌نامِ آراء مردم حقوق آنها را ضایع کنند. ضعفِ آن نظزیه در کمبود توجه به امر "تناوب"(آلترنانس) بود که: تمرین آزادی، موجب ارنقای آگاهی است. این نقیصه در آثار بعدی او رفع شد(نگاه کنید به: "بازگشت به خویش" و...)

پس، این نظریه را باید در زمینه‌ی جهانی و ملی و تاریخی‌ی خود فهمید. در تعریف مذهبی دکتر از امامت هم، "امام یک انسان مافوق و نه مافوق انسان است!"


برگرفته از سخنرانی : بزرگداشت پدر طالقانی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویرایش : یک بار / شروین
.


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

.