بیانیه‌های نیروهای ملی ـ مذهبی
31_12_2009 . 18:53
#1
بیانیه‌های نیروهای ملی ـ مذهبی
بیانیه





دوستان گرامی!
شما می‌توانید بیانیه‌ها و اطلاعیه‌های نیروهای ملی ـ مذهبی را در این بخش منتشر یا مطالعه فرمائید.



ـــــــــــــــــــــــــــــــ
.
10_01_2010 . 19:47
#2
نامه مهندس سحابی به هموطنان خارج از کشور
به‌نام خدا

تجربه‌های تاریخی‌مان را فراموش نکنیم


خدمت همه هموطنانم در خارج از کشور سلام و عرض ارادت و برای همه آرزوی سلامت و موفقیت روزافزون دارم.

ای کاش شرایطی فراهم بود که شما سرمایه‌های ملی کشور همه توان، انرژی و سرمایه مادی و معنوی‌تان را ‌‌‌برای همین مرز و بوم و مردم رنج‌‌کشیده‌اش صرف می‌کردید. اما همین که بسیاری‌تان علیرغم مهاجرت در سال‌های دور یا نزدیک، هم چنان درد وطن و مردم دارید و سرنوشت و حوادث ایران را دنبال می‌کنید باعث خوشحالی و تقدیر است.

آنچه برادر پیرتان را وادار به نوشتن این سطور می‌کند شرایط خاصی است که در آن به سر می‌بریم و به علت تحت فشار بودن و آزاد نبودن رسانه‌های داخلی، شما هموطنان خارج از کشور، هر یک کم و بیش، نقش مهمی در اطلاع‌رسانی و احیانا طرح و بازگویی تحلیل‌هایتان از طریق رسانه‌های خارجی دارید.

در همین رابطه، بی‌هیچ مقدمه‌ای ذکر دو نکته را ضروری می‌دانم. از بنده هم بپذیرید که اگر حرفی می‌زنم، همان طور که به آقای خاتمی نیز عرض کرده‌ام، اولویت اول‌ام "ایران" است نه مسئله نظام و حاکمیت غالب. بنده هم سال‌ها و شاید ماه‌های آخر عمرم را طی می‌کنم و دیگر شائبه رد یا حفظ قدرت بنا به مصلحت‌های فردی و احیانا قدرت‌طلبانه برایم منتفی است. اما آن دو نکته:

الف) با توجه به وضعیت خاصی که کشور ما در آن به سر می‌برد و پس از انتخابات پرمسئله آن، یک جنبش اعتراضی از مردم و نخبگان ناراضی و معترض بر نتایج انتخابات (و هم چنین اوضاع مملکت و رفتارها و سیاست‌های حاکمیت، به ویژه در چند ساله اخیر)، شکل گرفته است؛ اینک بیم و امیدهایی بر سر راه این حرکت قرار دارد. یکی از آنها سوق یافتن این حرکت مدنی و مسالمت‌آمیز به سمت تندی و خشونت است. در این مورد کلیه افراد باتجربه و علاقه‌مندان به مردم و وطن ابراز هشدار و نگرانی کرده‌اند. از شماها نیز همین توقع می‌رود.

بنده بارها گفته‌ام که در این مسئله، حاکمیت و جناح غالب متجاوز اصلی است و در طول تاریخ هم همیشه این حاکمیت‌های استبدادی هستند که مردم و جنبش‌های مردمی را به صورت واکنشی به سمت تند و رادیکالیزه شدن پیش می‌رانند. این مسئله در همه جای دنیا مصداق دارد. الان هم متأسفانه آقایان سخت ایستاده‌اند و حاضر نیستند این جنبش خودجوش مردمی را به رسمیت بشناسند و یا در برابر آن مصلحت‌اندیشی کنند و اگر دل‌شان به حال ایران نمی‌سوزد لااقل به حال بقای حاکمیت‌ خود بسوزد. بنابراین فعلا از این که آن جناح به حرف‌های معقول و مشفقانه گوش دهد، مأیوسیم. اما از این طرف انتظار می‌رود که به نصایح و هشدارها توجه کنند.

هرگونه حرکت جنبش فعلی، به سمت خشونت، به ضرر ایران، مردمان آن و خود جنبش سبز است. چرا که وقتی حرکت خشونت‌آمیز شود، جناح غالب و قاهر دست بالا را خواهد داشت و آنها برنده بازی خشونت خواهند بود. به علاوه آنکه، آنها بهانه‌ها و دستاویزهایی دست‌شان می‌افتد تا بتوانند علیه جنبش مردم سمپاشی کنند و صف در هم ریخته خود را (چه در بین روحانیون و مراجع و چه در بین اصول‌گرایان منتقد و ناراضی و چه برخی مردم سنتی مذهبی) متحد و منسجم سازند. این امر باعث انسجام طرف مقابل و برعکس ایجاد تشتت و اختلاف در صف جنبش که بخش اعظمی از آن مخالف تندروی هستند خواهد شد. اما بالاتر از آن، بر فرض، خشونت به پیروزی هم منجر شود، تجربه تاریخ جهان و خود ایران نشان داده است که خشونت عواقب مثبتی ندارد و آنها که با خشونت پیروز می‌شوند، خود وقتی حاکم می‌شوند دست به سرکوب و خشونت و حذف مخالفان و منتقدان می‌زنند و این دور باطل هم‌چنان ادامه پیدا می‌کند.

این نکته را هم بیفزایم که افراد و جناح‌های تندرو در حاکمیت اکنون خود طالب خشونت‌آمیز شدن اعتراضات هستند تا راحت‌تر بتوانند آن را سرکوب کنند. آنها با تحلیل‌های ساده‌انگارانه‌ای فکر می‌کنند اکثر مردم بینابینی و بی‌طرف‌اند و یک اقلیت طرفدار حکومت و یک اقلیت کوچک‌تر معارض و مبارز با آن‌اند. و آنها باید با اعمال خشونت نگذارند آن اکثریت وسیع بینابینی به این‌ها بپیوندند.

دوستان عزیز پا در تله خشونت افراطیون سرکوب‌گر نگذارید. عده‌ای از نظامی‌ها، مثل پزشکان جراحی‌اند که عادت کرده‌اند که برای هر بیماری راه حل جراحی دهند. آنها الان دارند همین نسخه را برای برخورد با مردم معترض می‌پیچند.

ب) نکته دوم هم این است که اینک نباید به هیچ وجه به شبیه‌سازی حوادث کنونی ایران با دوران انقلاب پرداخت. افراد آگاه و ناظران باتجربه و عمق‌نگر به خوبی می‌دانند که الان نه سال ۴۲ است که حاکمیت بتواند جنبش اعتراض مسالمت‌آمیز مردم را سرکوب و نابود کند و نه سال ۵۶ است که مردم و جامعه از یک سو و دولت و حاکمیت از سوی دیگر در شرایط یک انقلاب قرار داشته باشند. بنابراین دوستان عزیز نصیحت و انذار و هشدار این برادر پیرتان را بپذیرید و در آن تأمل کنید که نباید با دادن تحلیل‌های تند و اغراق‌آمیز و احساسی بر تنور احساسات آتش بریزید و حرف‌ها و کارهای بی‌پشتوانه را تشویق کنید. تند کردن خواسته‌ها و شعارها با شبیه‌سازی‌های نادرست با دوران انقلاب، دومین نگرانی بنده است.

عزیزان من انقلاب در ایران فعلی، نه شدنی است و نه درست. تجربه حرکت و مواضع قانونی و مسالمت‌جوی دکتر مصدق در دوران نهضت ملی و حتی در بیدادگاهی که او را محاکمه می‌کرد و نظرات و تجربه مهندس بازرگان در دوران انقلاب و تجربه همگی ما در سی ساله اخیر نشان داده است که حرکت مطالبه‌محور و تدریجی و رفتارها و خواسته‌های معقول و معتدل نتایج بهتر و ماندگارتری باقی می‌گذارد. اما در دوره دکتر مصدق، عده‌ای با تندروی و طرح شعار جمهوریت و یا پایین کشیدن مجسمه‌های شاه در برخی میادین و نظایر آن، جناح مقابل را متحد و عصبانی و مصمم کردند و یا نصایح بازرگان کمتر به گوش فعالان سیاسی آن روز نشست و در هر دو مورد نیز ما بهای سنگینی برای بی‌توجهی به تجارب معقول و منطقی و تسلیم احساس شدن خود پرداخته‌ایم.

از طرف دیگر هر انقلاب فرضی مستلزم دو قطبی کردن جامعه است. دوستان عزیز همه قبول داریم که جامعه ایران جامعه متکثری است، از مذهبی شدیدا سنتی تا بی‌مذهب. از راست و محافظه‌کار تا چپ و معترض. عزیزان دقت داشته باشید همین دولتی که با وضع آن چنانی مجددا به کرسی نشست به هر حال در ایران صاحب چند میلیون رأی است. تشدید حرکات و مطالبات عمل نادرستی است که جامعه ایران و نیروهای مختلف ذی‌نفوذ و مرجع را در آن دچار تعارض دوقطبی می‌کند. امروزه نباید با رادیکالیزه کردن شعارها، برخی از روحانیون و مراجع مذهبی و نیز اصول‌گراهای منتقد و نیز برخی از بخش‌های جامعه سنتی را به سمت جناح غالب راند. از سویی همه می‌دانیم که جنبش سبز، جنبش متکثری است که تند کردن شعارها و خواسته‌ها عملا باعث انسجام جناح مقابل و برعکس ایجاد تردید و تشتت در درون این جنبش خواهد شد.

هموطنانی که در خارج از کشور به‌سر می‌برند از این نظر در معرض آسیب بیشتری قرار دارند. چون طبع زندگی در خارج، کم و بیش، «ذهنی» شدن تدریجی روی شرایط داخلی کشور است. هم چنین به لحاظ روانی بسیاری از ایرانیان وطن‌دوست و ملی که درد ایران و زاد و بوم‌شان را دارند، معمولا دلشان برای بازگشت به کشور بیشتر می‌تپد و همین امر آنها را عجول و «شتاب‌زده» می‌کند. هم چنین متأسفانه برخی افراد نیز به لحاظ شخصی و شخصیتی دنبال «موقعیت‌طلبی»‌ها و جایگاه‌طلبی‌های فردی‌شان هستند و همین امر خصیصه شتابناکی آنها را بیشتر تشدید می‌کند. عده‌ای نیز هستند که به علت سوابق سلطنت‌طلبی و یا دیگر سوابق، عصبانیت و نفرت شدیدی از اصل انقلاب و یا از جمهوری اسلامی دارند. مجموعه این عوامل (ذهنی شدن، عجله، جایگاه‌طلبی، نفرت و عصبانیت و…)، خود محرک‌هایی می‌شود برای تند کردن دور حوادث و برخورد احساسی و غیرمنطقی با آن و هر دم بالا بردن سطح مطالبات و شعارها، بویژه با شبیه‌سازی دوران کنونی با مقطع انقلاب سال ۵۷ .

من به ویژه باید برای هموطنان ایران و مردم‌دوست‌مان در خارج از کشور که نگاه و درد ملی دارند، و بنا به تجربه تاریخی به سیاست‌ها و عوامل و مقاصد و رفتارهای بیگانگان همواره با تردید و شک می‌نگرند، و خود آرزوی سربلندی و استقلال و آزادی و رفاه و توسعه و عدالت برای ایران و ایرانیان را دارند، تأکید کنم که:

دوستان عزیز! مسائل عملی سیاسی را نه صرفا بر مبنای "حقیقت" بلکه بر مبنای "موفقیت" باید سنجید. "حقیقت" شاخص عرصه اندیشه و عقل نظری است و عمل "موفقیت‌آمیز" شاخص سنجش عرصه عمل و استراتژی. مردم معترض و بویژه جوانان ایران "حق" دارند که از سرسختی، سرکوب و توهین و تحقیر مقامات و رسانه‌های دولتی در رابطه با خواسته‌ها و حرکت مدنی و مسالمت‌آمیزشان ناراضی و عصبانی باشند و در ذهن حقیقت‌جوی خود بر راه‌حل‌های رفع مشکل و موانع پیش رو بیندیشند، اما خیلی حرف‌ها ممکن است حق و "حقیقت" باشد، اما عمل سیاسی و استراتژیک نه صرفا بر اساس حقیقت بلکه بر اساس قدرت، مصلحت و تناسب قوای اجتماعی صورت می‌گیرد. بنابراین در این رابطه از بنده بپذیرید که حتی اگر انقلاب به نفع ایران و مردمان‌اش باشد (که در آن بسیار تردید وجود دارد)، اینک در ایران، اگر ما با آن به صورت احساسی و اغراق‌آمیز برخورد نکنیم، شرایط انقلاب نیست. مهم‌تر از همه این که سعادت ملت ایران اقتضاء می‌کند روش‌ها و مطالبات جنبش سبز به گونه‌ای باشد که در افق پیش روی آن جا برای همه ایرانیان، بدون هرگونه حرکت تقابلی و تعارضی و قطبی، باز باشد.

هر حرکت و مطالبه و شعار ما باید بر همبستگی ملی و نیز بر انسجام جبهه سبز بیفزاید و از تشدید قدرت و انسجام جناح معارض با خواسته‌های به حق‌ جنبش (و رفتارهای جناح مقابل که منافع ملی و موجودیت سیاسی و فرهنگی و اقتصادی ما را روز به روز تخریب می‌کند) بکاهد و در کل در حد توان و تحمل افراد و نیروهای حامل و موثر و دخیل در جنبش باشد.

دوستان گرامی! هرگونه برخورد "تندش کن، لنگش کن"، بویژه از راه دور، ما را به سمتی می‌برد که دودش به چشم همه خواهد رفت. من ضمن اذعان و تأکید مجدد بر اینکه سیاست‌های حاکمیت باعث تشدید شعارها و خواسته‌ها می‌شود، اما باید همان گونه که اخیرا در مصاحبه‌ای اشاره کردم به همه دوستان و بویژه جوانان عزیز بگویم که همیشه ایثار و فداکاری این نیست که انسان آماده چوب خوردن و حتی گلوله خوردن در راه آزادی و استقلال و… باشد، اینها هم گاه لازم است، اما همه عزیزان باید بدانند که گاه تحمل حرکت تدریجی از گلوله خوردن هم سخت‌تر است. گاه انسان در یک لحظه گلوله می‌خورد و از این اوضاع راحت می‌شود. اما اگر بخواهد چند سال تحمل ناملایمات را بکند تا در مبارزه سیاسی‌اش منطقی و آرام باشد و در برابر تهمت‌ها و افتراها و سرکوب‌ها و حبس‌ها خویشتن‌داری نماید، این هم خود یک نوع فداکاری و ایثار است. شاید هم سخت‌تر باشد.

دوستان عزیز! پس از سهم عمده و اصلی جناح غالب و تندرو حاکمیت در برخورد با اصلاحات (و اینک جنبش سبز) و ناکار کردن آن، در این سوی صف نیز اگر بسیاری از شما به نقد بزرگان اصلاحات به خاطر فرصت‌سوزی و کوتاه آمدن و یا به اصطلاح راست‌روی در "حرکت از بالا"ی اصلاحات می‌پردازید، در "حرکت از پایین" نیز هرگونه چپ‌روی می‌تواند آثار مشابه‌ی در ناتمام و ناکام گذاشتن حرکات و مبارزات داشته باشد. خطاهای سیاسی، محاسباتی و استراتژیک، چه فردی و چه جمعی، چه در بالا و چه در پایین، چه راست‌روی و چه چپ‌روی، روزی در محکمه وجدان خود افراد، حافظه تاریخی مردم و بالاتر از آن در پیشگاه خداوند قابل نقد و پاسخ‌گویی و حساب‌رسی است.

بنابراین، خواهران و برادرانم! تقاضای بنده را بپذیرید و بر احساسات، روحیات و دغدغه‌های فردی‌تان، به خاطر خدا و مردم، غلبه کرده و آنها را به نفع یک حرکت منطقی و تدریجی کنترل کنید. به خصوص جوانان عزیز میهن‌ام، با همه حقی که در عصبانی و احساساتی شدن در زیر فشارها و سرکوب‌ها و دروغ‌ها و تهمت‌ها دارند، به خاطر نسل خودشان و آینده مردم و مملکت‌شان باید برخوردهای ولو واکنشی و احساسات پاک‌شان را کنترل کنند و درس‌های تاریخ پرفراز و نشیب و مملو از درد و رنج و هزینه‌های بسیار ایران عزیز را آویزه گوش‌شان نمایند، و الا صداقت و شجاعت ستودنی و قابل احترام‌شان برای دستیابی به آزادی و عدالت کافی نیست.

در پایان به یک نکته نیز اشاره کنم:
دوستان عزیز! اینک باید از هر نوع دوقطبی‌سازی‌های افراطی خودداری کرد. یکی از این قطبی‌کردن‌ها، قطبی کردن مذهبی - غیرمذهبی است. جنبش سبز مانند خود جامعه ایران، پدیده متکثری است و در آن از افراد شدیدا مذهبی تا افراد شدیدا غیرمذهبی حضور دارند. آنها می‌توانند در عرصه بحث و نظر، هر یک عقیده خود را داشته باشند، اما در عرصه عمل سیاسی آنها باید موجودیت یکدیگر را به رسمیت بشناسند و به عقاید هم احترام بگذارند.

در حاشیه رحلت آیت‌الله منتظری و مباحثی که در این رابطه درگرفت، این حالت دو قطبی خود را نشان داد. دوستان عزیز، بزرگی آیت‌الله منتظری به "صداقت" و "شهامت" او هم در نظر و هم در عمل‌ بود. ایشان یک مرجع تقلید مذهبی است که در سنتی‌ترین شهر ایران زندگی می‌کرد. آرا و نظرات ایشان را باید در این چارچوب دید. صداقت و شهامت فکری ایشان، حال در هر مرحله از زندگی‌شان به گونه‌ای که می‌اندیشیدند، زبانزد همگان بوده و هست. از تقریظی که در آن شرایط بسته قم بر کتاب شهید جاوید مرحوم صالحی نجف‌آبادی نوشت تا آخرین فتاوای‌شان در باره حق شهروندی بهائیان (که فقه عقیده‌محور را به فقه انسان‌محور نزدیک کردند)، شهامت و شجاعت نظری‌شان را در میان و چارچوب روحانیون حوزوی نشان دادند. ایشان در عرصه عمل نیز همین صداقت و شهامت را داشتند و از "امتحان"های بزرگ "اخلاقی" تاریخی سربلند بیرون آمدند و به خاطر عقاید و ارزش‌های اخلاقی‌شان، به پست و منزلت و قدرت پشت کردند. ممکن است بساری از روشنفکران و نواندیشان مذهبی و یا دیگر روشنفکران، به لحاظ فکری و ذهنی و زبانی جلوتر از آقای منتظری بیندیشند، اما آنها نه نقشی را که آیت‌الله منتظری در میان حوزه‌ها، روحانیون، مردم سنتی و نظرگاه‌های حقوقی دینی موثر در قدرت و اجرا ایفا می‌کنند دارا هستند و نه، بالاتر از آن، بسیاری‌شان امتحان تاریخی شخصی و تاریخی اخلاقی آن چنانی که آیت‌الله منتظری پس داد، داده‌اند. هم اینهاست که به آیت‌الله منتظری نقش ویژه‌ای در رابطه با دفاع از حقوق بشر در ایران می‌دهد.

در انتها از اینکه مصدع اوقات‌تان شدم عذر می‌خواهم. بنده هم مطلع و هم مطمئنم که اکثر قریب به اتفاق ایرانیان فعال در خارج از کشور نگاه و شخصیت ملی و درد ایران دارند و از مواضع و مواقع مشکوک و ملکوک پرهیز می‌کنند و همین طور بنا به آثار و مواضع منتشره بسیاری‌شان، خوشحالم که افراد با تجربه، معقول و منطقی و دوراندیش نیز در آنجا هم بسیارند و هم انشاءالله دست بالا را دارند. امید است نصایح این برادر پیر بر برخی مواضع احساسی و غیردوراندیش بعضی دیگر موثر افتد و حداقل آنها را به تأمل وادارد. پیروز و سربلند باشید. / عزت‌الله سحابی


تاریخ انتشار : ۱۱ / دی / ۱۳۸۸

منبع : سایت نیروهای ملی ـ مذهبی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
11_02_2010 . 03:59
#3
درباره دوقطبي کردن فضاي کشور
هشدار شوراي فعالان ملي – مذهبي درباره دوقطبي کردن فضاي کشور


هموطنان گرامی!

جامعه ايران در وضعيت خطيري قرار گرفته است. پس از انتخابات مخدوش خرداد 88، اكنون بيش از هفت ماه است که بخش قابل ملاحظه‌اي از مردم ايران، و بخش اعظمي از نخبگان آن، اعتراض خود را به آن انتخابات و برخي سياست‌ها و رفتارهاي قبل و بعد از آن، به اشکال مختلف اما در قالب جنبش سبز ، نشان داده‌اند. از آن سو، جناح غالب حاکم، از ابتدا با تحقير، تخفيف و نيز وابسته و اغتشاشگر خواندن معترضان اقدام به سرکوب فعالان سياسي و اجتماعي اين جنبش نمود. اما عليرغم به کارگيري تلاش ها براي اعمال هر چه بيشتر خشونت و بي‌رحمي، اين جنبش همچنان "خود مي‌نماياند" و حذف آن با شكست مواجه شده است. با اين حال، افراطيون حاکم، همچنان بر طبل بي‌حاصل حذف و خشونت مي‌كوبند و از به رسميت شناختن اين جنبش، كه مدافع حقوق اساسي ملت است، خودداري مي‌كنند .

عاشوراي خونين امسال اوج بحراني بود که نيم سالي است در فضاي سياسي جامعه ما چهره نموده است . در پاسخ به اين بحران ميرحسين موسوي، در بيانيه هفدهم خود، نقطه عزيمت حل مشکلات کشور را، به رسميت شناختن "بحران" توسط حاکمان دانست.

حران کنوني جامعه ما برخاسته از تحولاتي اساسي است که در اعماق جامعه ايران اتفاق افتاده است. در يک سو، بخش عمده‌اي از مردم قرار دارند که همگام با تحولات بنيادي جامعه ايران (رشد شهرنشيني، طبقه متوسط، دانش و آگاهي، تحصيلات عاليه، رسانه‌هاي جمعي، حضور گروه‌هاي مختلف اجتماعي و به وپژه زنان در عرصه‌هاي گوناگون)، خواهان مشارکت در فرايندهاي عمومي تصميم‌سازي و تصميم‌گيري در تعيين سرنوشت خود، رسميت يافتن سبکهاي مختلف زندگي، برقراري آزادي، دموکراسي، پيشرفت و عدالت‌‌اند. و در سوي ديگر، گروه محدودي قرار دارد که تمايلي براي به رسميت شناختن اين تحولات و حاملان آن ندارد؛ و با اتکاء به درآمد نفت، تغذيه ماشين سياسي و قضايي و امنيتي خود از آن راه، اعمال قدرت متمرکز و غيرمشارکتي، ارائه نظرگاه‌هاي تقابلي در رابطه با جهان؛ و با حراست از منافع بادآورده خود (بويژه در 5 ساله اخير)، در برابر خواسته‌هاي مدني و مشارکت‌طلب آن نيروي ملي ايستاده است. بحران کنوني، به واقع، از رابطه تقابلي و غيرتعاملي اين دو نيرو نشأت مي‌گيرد.

البته در ايران، يك نيروي سنتي وجود دارد كه، نيروهاي تحول‌خواه، نه تنها خود را در برابر آن نمي‌يابند، بلكه معتقدند ايران بزرگ متعلق به همگان است. اما، گروه سركوبگر رانتي، با فريبكاري، در پي معرفي خود به مثابه نماينده آن نيروي سنتي جامعه است؛ كه رفتارهاي افراطي اين جناح، به وپژه در ماه‌هاي اخير، به گونه‌اي بوده كه اعتراض آن نيروي سنتي را نيز به همراه آورده است.

به اعتقاد ما جنبش سبز فرصتي استثنايي پديد آورده تا راهي کم‌هزينه براي برون‌رفت از بحران‌هاي جامعه ايران و رفع موانع توسعه‌يافتگي در پيش گرفته شود؛ اما دريغ که قدر چنين فرصتي دانسته نشد و جناح غالب، سرکوب جنبش را در دستور کار خود قرار داده است. اينک نيز افراطيون اين جناح سعي در هر چه دوقطبي‌تر کردن اوضاع مي‌کنند تا هيچ گونه راه حلي براي کاستن از اين وضعيت دوقطبي فرصت طرح نيابد و به شدت ملکوک و سرکوب شود. اين جناح پس از راهپيمايي‌هاي روزهاي پس از انتخابات، تصور مي‌کرد که با تشديد فشار و سرکوب مي‌تواند حرکات اعتراضي را تحليل ‌برد و آن را از راهپيمايي، به تجمعات پراکنده تبديل ‌کند. اما راهپيمايي گسترده در تشييع پيكر فقيه مجاهد آيت‌الله العظمي منتظري بار ديگر نشانگر شکست اين تصور نادرست و عمق اجتماعي جنبش اعتراضي بود. حضور گسترده معترضان در روز عاشورا، عليرغم به کارگيري شديدترين روش‌هاي سرکوب نيز يک بار ديگر ناکارآمدي سركوب و خشونت عليه مردم تحول‌خواه را نشان داد. اما آنان هم‌چنان با دروغ، تهمت، اغراق و سفسطه سعي در دوقطبي‌سازي مذهبي-غيرمذهبي، عاشورايي‌-ضد عاشورايي و تحريک احساسات ديني نمودند تا هم چنان به شيوه نادرست حذف و ناديده گرفتن معترضان و مخالفان ادامه دهند.

ما اينک يک بار ديگر، و در امتداد بيانيه مسئولانه آقاي موسوي و مواضع حق‌طلبانه آقاي کروبي و نصايح مشفقانه آقاي خاتمي، به دست‌اندرکاران حاکميت انذار مي‌دهيم که به جاي اصرار بر شيوه‌هاي ناکارآمد گذشته و بي‌اعتنايي به خواسته‌هاي بخش عمده‌اي از مردم و نخبگان جامعه ايراني، سخنان آنان را بشنوند و بحران موجود را ببينند و راه تعامل را به جاي مسير سراب‌گونه تقابل در پيش گيرند .بر اين اساس ما مشفقانه و مصرانه مي‌خواهيم آنان راه‌حل‌هاي آقاي موسوي در بيانيه شماره هفده را بپذيرند. در غير اين صورت، قابل پيش‌بيني است که بحران تداوم خواهد يافت چه، جنبش اعتراضي نيروي تحول‌خواه و نوگراي جامعه ايراني قابل حذف و سرکوب نيست و فشارهاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي و مشکلات برخاسته از سياست‌هاي غيرکارشناسانه و ماجراجويانه دولت حاکم، روز به روز بر شکاف دولت – ملت خواهد افزود و اقشار وسيع‌تري را در مقابل جناح حاکم قرار خواهد داد.

از سوي ديگر، ما بنا بر تجارب تاريخي خويش، خود را مسئول مي‌دانيم که از همه فعالان جنبش اعتراضي نيز بخواهيم همچنان بر شيوه‌هاي مسالمت‌جويانه و مدني خود، پايبند بمانند و حتي به صورت واکنشي نيز از اين خط‌مشي عدول نکنند. تجارب فراوان تاريخي نشان داده است که افراطيون سرکوب‌گر، هميشه خواهان تندتر و خشن‌تر شدن اوضاع جهت تشديد حالت دوقطبي و سرکوب راحت‌تر مخالفان خود هستند؛ ضمن آنکه، خشونت هميشه خشونت مي‌زايد و پيروزي مفروض را نيز، به خاطر نهادينه شدن خشونت ادواري حاکمان و محکومان، به يک شکست تاريخي مجدد بدل مي‌کند.

جنبش اعتراضي سبز، جنبشي متکثر است که طيف‌هاي مختلف فعال در آن داراي مطالبات متنوع و مختلفي هستند. براين اساس شعارها و خواسته‌هاي جنبش بايد معدل و مخرج مشترکي از تمام اين طيف‌ها باشد. اين امر از يک سو، و محاسبه توازن و تناسب قواي جنبش (به عنوان حرکت عمدتا برخاسته از طبقه متوسط شهري در ايران) از سوي ديگر، اقتضا مي‌کند که شعارها و مطالبات اين حرکت از بيانيه شماره هفده آقاي موسوي، که مورد حمايت وسيع افراد و نيروهاي فعال جنبش قرار گرفته، تخطي ننمايد و باعث تفرقه دروني و نيز موجب وحدت مخالفان جنبش نگردد. بردباري و مداومت، رمز پيروزي اين خواسته‌هاي مدني است که نبايد تحت تأثير احساسات و حرکت‌هاي واکنشي قرار گرفته و باعث تکرار مکرر تجارب غمبار تاريخي ناشي از چپ‌روي (و راست‌روي) از مشروطيت تاکنون گردد. بر اين اساس ما همگان را به حفظ مسالمت و عدم خشونت و جلوگيري از هر گونه تک‌روي و تندروي دعوت مي‌کنيم. شعارِ محدود و مداومت و مقاومتِ نامحدود، تجربه گرانباري در تاريخ معاصر ماست.

ما ضمن حمايت مجدد از تلاشهاي خستگي ناپذير آقايان موسوي، کروبي و خاتمي، اين بزرگواران را به مثابه مراجع مورد اعتماد جنبش سبز ايران، در هر گونه مذاکره و توافق براي دفاع از مطالبات مدني، مسالمت‌آميز و قانوني مردم و در راستاي تحقق آزادي انتخابات، بيان، تجمعات و امثالهم، و بويژه آزادي زندانيان سياسي، تلقي مي‌نمائيم. ما تعامل نيروها و جلوگيري از دوقطبي شدن اوضاع را به نفع منافع ملي، مردم ايران و جنبش سبز مي‌دانيم و در مسير تحقق تدريجي خواسته‌هاي دموکراتيک و عدالت‌طلبانه مردم از آن استقبال مي‌کنيم. بدين ترتيب پيامدها و هزينه‌هاي هرگونه گريز از اين رويکرد و تلاش بيهوده براي انکار نيروي نوين و تحول‌خواه جامعه ايران و سرکوب آن در ذيل گفتارهاي "دوقطبي" برعهده افراطياني است که روزي بايد پاسخ‌گوي وجدان، خدا و مردم خويش به خاطر اين سياه‌کاري‌ها و نابودي توان و امکانات مادي و معنوي کشور در راه حفظ منافع و مناصب خويش باشند. / شوراي فعالان ملی ـ مذهبی


تاریخ انتشار : ۲۸ / دی / ۱۳۸۸

منبع : سایت نیروهای ملی ـ مذهبی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
14_02_2010 . 18:28
#4
در تظاهرات ۲۲ بهمن شرکت می‌کنیم
به نام خدا

برای گرامی‌داشت مبارزات آزادی‌خواهانه مردم ایران در تظاهرات ۲۲ بهمن شرکت می‌کنیم

هم‌وطنان گرامی!

۲۲ بهمن یادآور خاطره پیروزی انقلاب بزرگ مردم ایران برعلیه رژیمی نامشروع و برخاسته از کودتایی خونین و متکی بر قدرت‌های فراملی است. رژیمی که قدرت‌اش در شخص شاه متمرکز شده بود و هیچ نقدی را بر نمی‌تافت و مخالفانش را به زندان می‌افکند و از شکنجه و تبعید برای خاموش کردن صدای آن ها بهره می برد. رژیمی که بخش مهمی از سرمایه‌های ملی را صرف تسلیحات نظامی‌ می‌کرد؛ اراده مردم را نادیده می‌گرفت و به لوازم دموکراسی، هم‌چون آزادی مطبوعات و احزاب و انتخابات آزاد تن نمی‌داد، نسبت به باورها و خواست‌های مردم بی‌اعتنایی می‌کرد و ارزش‌های دینی را نادیده می‌گرفت.

مردم ایران از همه طیف‌ها و عقاید، بر آن ستم‌ها و تبعیضات شوریدند و با الهام از آموزه‌ها و ارزش‌های انسانی و عدالت‌طلبانه دینی، هنگامه‌ای بزرگ آفریدند و شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» سر دادند تا هم شکل نظام سیاسی خود (ساختار جمهوری) و هم جهت‌گیری هویتی آن (نظام توحیدی مبتنی بر نفی همه اشکال تبعیض) را اعلان نمایند و هم «آزادی» و «استقلال» را به مثابه دو مولفه بنیادی و جداناپذیر مطالبات خویش معرفی کنند.

مردم رژیم شاهنشاهی را ساقط کردند، اما چندان به درازا نکشید که تنگ نظری‌ها، قدرت‌طلبی‌ها و نفع‌جویی‌ها، مسیر اهداف اصیل و همگانی انقلاب را به «استحاله» برد و روند حذف و خشونت نسبت به دگراندیشان آغاز شد و تا حذف جناح‌های درون حکومت، تداوم یافت.

اما جامعه‌ی پویا و مردم آزادی‌خواه ایران، در دو مقطع ۷۶ و ۸۸ در چارچوب جنبش اصلاحات و جنبش سبز در برابر روند استحاله حاکمیت و با هدف احیای دموکراسی و مردم‌سالاری و برقراری نظامی عادلانه و مبتنی بر ارزش‌های دینی و ملی، اراده خود را اظهار نمود.

مردم ایران در انقلاب ۵۷ در تداوم مطالبات تاریخی انقلاب مشروطه و نهضت ملی خواهان آزادی، حکومت قانون و حذف اشکال مختلف خشونت و بی‌عدالتی از حیات اجتماعی خود بودند و در تداوم همان اهداف، در شرایط کنونی نیز در چارچوب جنبش سبز به نحوی تکامل‌یافته‌تر، مطالبات آزادی‌خواهانه خود را در قالب جنبشی اجتماعی و بدون خشونت پیگیری می‌کنند.

در شرایط کنونی، ضرورت برقراری تعادل بین مطالبات انباشته شده جامعه ناکام ایران از یک سو، و تداوم منطقی و هدفمند جنبش سبز از سوی دیگر، شرایط حساسی را پیش روی ما قرار داده است. نکته قابل ملاحظه در شرایط خطیر کنونی، اولویت‌بندی مطالبات است. ضمن پذیرش تکثر نیروهای فعال در جنبش سبز و وجود انواع مطالبات بر حق نیروهای فعال در این جنبش، برنامه‌های مورد توافق و مشترکی که در بیانیه‌های رهبران مدنی جنبش (آقایان موسوی، کروبی و خاتمی و بویژه بیانیه ۱۷ آقای موسوی) ارائه شده، حوزه مشترک مطالبات کنونی جامعه متکثر ایرانی را پوشش می‌دهد و از این رو باید به رسمیت شناخته شده و مورد حمایت قرار گیرد.

ما با گرامی‌داشت سال‌روز تاریخی ۲۲ بهمن ماه، به مثابه روز بیان‌کننده اراده استوار مردم ایران در استقرار نظمی نوین؛ مشارکت طیف‌های مختلف فکری و سیاسی را حق همه آنان و همه اقشار اجتماعی با عقاید و سلایق و مطالبات گوناگون مدنی در روز بزرگداشت این رخداد تاریخی می‌دانیم و به همراه همه مردم ایران در تظاهرات ۲۲ بهمن ماه شر کت می‌کنیم. / شوراي فعالان ملي- مذهبی


تاریخ انتشار : ۱۹ / بهمن / ۱۳۸۸

منبع : سایت نیروهای ملی ـ مذهبی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
08_09_2010 . 22:48
#5
چیزی از حرمت قانون در جامعه باقی نگذاشته‌اند
تاریخ انتشار : ۱۷ / شهریور / ۱۳۸۹

موضوع : بیانیه در محکومیت حمله به منزل مهدی کروبی / شورای فعالان ملی ـ مذهبی



شورای فعالان ملی ـ مذهبی با انتشار بیانیه‌ای حمله به منزل مهدی کروبی را محکوم و اظهار تاسف کرد که با این اعمال دیگر چیزی از حرمت قانون در جامعه باقی نمی‌ماند.

پس از آنکه حجت‌الاسلام مهدی کروبی اعلام نمود که همانند سال‌های گذشته در راهپیمایی روز قدس شرکت خواهد نمود، محل مسکونی ایشان عرصه تاخت و تاز گروهی هتاک خشونت‌ورز قرار گرفت. صحنه‌هایی که این جماعت آفریدند و به صورت مشروح در صدر خبرهای جهانی قرار گرفت، نیاز به تشریح مجدد ندارد، ولی یکبار دیگر جامعه مدنی ایران را در برابر پرسشی مأیوس‌کننده قرار داد که از همین زاویه نیاز دیدیم تا نگرانی‌هایمان را با همگان در میان گذاریم:

۱. محوری‌ترین وظیفه یک سیستم حکومتی، به ویژه در عصر حاضر، برقراری و تضمین امنیت برای کسانی است که تحت حاکمیت آن زیست می‌کنند، گر چه امروزه مفهومی تحت عنوان "شهروندی" وجود دارد که حقوقی به مراتب فراتر از تضمین امنیت افراد جامعه را مد نظر قرار داده است. اگر حاکمیتی از این وظیفه اصلی خود سر باز زند و یا ناتوان از برقراری آن باشد، اصولا فلسفه وجودی‌اش چه خواهد بود؟

در جمهوری اسلامی حمل سلاح سرد در هر گونه تظاهر اجتماعی و کشف آن توسط نیروهای امنیتی – انتظامی می‌تواند اتهام محاربه را متوجه حامل آن کند. پس چگونه است که عده‌ای با سلاح‌های گرم و سرد، بدون هیچ گونه واهمه‌ای، آشکارا امنیت شهروندان را سلب می‌نمایند و دستگاه امنیتی – انتظامی به نظاره می‌نشیند. شک نیست که دستگاه امنیتی – انتظامی از حمله به خانه آقای کروبی و نیز مسجد قبا و حسینیه آیت‌الله دستغیب مطلع بوده و قادر به جلوگیری از این حملات؛ ولی آنچه باعث حیرت است عدم تمایل آن دستگاه به حفاظت از مکان‌های مذکور است. این جاست که آن پرسش مأیوس‌کننده مطرح می‌گردد که قدرتی که دستگاه امنیتی - انتظامی‌اش حفظ امنیت اماکن را به صورت دلخواه و گزینشی انجام می‌دهد، آیا اصولا درکی از حقوق ملت و حقوق شهروندی دارد؟ و آیا اصولا اعتقادی به اصول 22 و 36 قانون اساسی در خود احساس می‌کند؟

۲. شهروندانی که مورد هجوم قرار گرفتند و حریم امنیت‌شان دریده شد، شهروندانی ساده نبودند. حجت‌الاسلام کروبی و آیت‌الله دستغیب در گذشته از کارگزاران و حتی مؤسسان مهم این نظام بوده‌اند. اگر دستگاه امنیتی – انتظامی در قبال یورش به آنان و شکستن حریم خصوصی‌شان مسئولیتی در خود احساس نمی‌کند، کدام شهروند عادی تابع این حاکمیت می‌تواند احساس امنیت کند؟

۳. شاید یورش به مکان‌های مذکور و شکستن حریم امنیتی ساکنان آنها در آستانه روز قدس و برگزاری مانور نیروی انتظامی در روز قبل از روز قدس به منظور ارعاب طرفداران جنبش سبز جهت جلوگیری از تحرک آنها صورت گرفته باشد و بیانیه سپاه محمد رسول‌الله و اظهار نظر فرمانده نیروی انتظامی مبنی بر بدسلیقگی همکاران برای انتخاب روز مانور نیروی انتظامی بعد از روز قدس که بر درکی نادرست از سطح شعور ملی استوار است، نمی‌تواند واقعیت را تغییر دهد.

هستند هنوز حکومت‌های غیردموکراتیکی که فعالیت مخالفان خود را محدود می‌کنند و مانع فعالیت سران مخالف می‌شوند ولی حتی بی‌پرواترین آنها می‌کوشد که عملیات تهدید و تحدید مخالفان را در چارچوب اقدامات قانونی و توسط ضابطان و مجریان قانون انجام دهد تا حرمت قانون در جامعه حفظ گردد. این که مشتی افراد کاملا قابل شناسایی با حرکاتی مبتذل به اعمال محدودیت علیه مخالفان بپردازند، چیزی از حرمت قانون در جامعه بر جای نخواهد گذاشت. همان گونه که هیچ کس آنها را نیروی مردمی نخواهد پنداشت. با محکوم کردن این عمل توسط سپاه، چرا باز این عوامل شناسایی نمی‌شوند؟

۴. انعکاس چنین اعمالی در صفحات خبری در جهان، به راستی چه تصویری از وضعیت جامعه و حاکمیت ایران را بازتاب می‌دهد و تأثیر این تصویر در آینده روابط ایران با جهان چگونه خواهد بود؟


در پایان ما ضمن محکوم کردن این اقدامات خلاف قانون، اخلاق و انسانیت؛ صداقت و شجاعت آقای کروبی در ایستادگی مسالمت‌آمیز و قانونی بر حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش، همانند دفاع صمیمانه سالیان گذشته ایشان از حقوق کلیه زندانیان سیاسی از طیف‌های مختلف فکری و سیاسی را تحسین کرده و از عقلای مملکت می‌خواهیم بر این آموزه الهی تاریخ بیش از پیش تأمل کنند که: "الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم". / شورای فعالان ملی - مذهبی


منبع : سایت نیروهای ملی ـ مذهبی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
18_09_2010 . 22:14
#6
شورای فعالان ملی-مذهبی در بیانیه‌ای به تحلیل مفصل جنبش سبز پرداخته است
موضوع : درباره‌ی جنبش سبز مردم ایران


[align=justify]به‌نام خدا

جنبش سبز مردم ایران، بی‌گمان، به‌مثابه‌ی یکی از نقاط عطف تاریخ تحولات سیاسی _ اجتماعی ایران معاصر قابل تامل و تحلیل است. این نوشتار می‌کوشد در چارچوب بررسی علل و عوامل تکوین و تحقق جنبش سبز، برخی از ابعاد تغییرات اجتماعی در ایران(ازجمله تغییرات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، و تکنولوژیک) را به‌عنوان زمینه‌ی کنش جمعی جاری مورد بررسی قرار دهد. متن زیر هم‌چنین در مقام تحلیل وضعیت جنبش سبز، نقاط قوت و ضعف، و فرصت‌ها و تهدیدهای آن را ارزیابی کرده است. هویت جنبش اجتماعی امروز ایران نیز در هفت سرفصل (شامل تبار جنبش سبز، و نسبت جنبش با مقوله‌های حکومت، دموکراسی، عرصه عمومی، قانون اساسی، خشونت، و مذهب) تبیین شده است. در پایان این مکتوب نیز چشم‌انداز جنبش سبز مورد توجه و تحلیل قرار گرفته است.


الف) علل و عوامل زمینه‌ساز جنبش سبز

دیدگاه‌های مختلف به تبیین و تحلیل جنبش‌های اجتماعی پرداخته‌اند که از جمله ‌این نظریه‌ها، دیدگاهی است که جنبش‌‌های اجتماعی را به‌عنوان یک رفتار جمعی مورد بررسی قرار می‌دهد و بنابراین، جنبش اجتماعی را به‌مثابه عمل جمعی معطوف به معنا یا هدف مشخص تعریف می‌کند. بر این اساس، جماعتی که بر محور یک هدف شکل می‌گیرد، در قالب یک کنش جمعی، می‌تواند جنبشی اجتماعی را سامان دهد. به‌علاوه، بر پایه‌ی ‌این نظر، جنبش اجتماعی حاصل یک دگرگونی اجتماعی است که نظم موجود از کنترل و مهار آن ناتوان است، بنابراین، هدف یا اهداف جنبش اجتماعی پاسخی است به مجموعه‌ای از بحران‌ها در قدرت مستقر. گاه بحران اختصاص به حوزه محدود و مشخص دارد، و گاه فراگیر و گسترده است، و همه ابعاد سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی را دربرمی‌گیرد. بحران تنها اختصاص به شرایط عینی و مسائل جاری و روزمره سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی ندارد، و گاه ابعاد ذهنی نیز پیدا می‌کند. به‌عنوان مثال اعتراض نسبت به عدم سلامت انتخابات، گرانی کالاها و یا شکست‌های متوالی تیم ملی فوتبال ابعادی کاملاً عینی و ملموس دارند و در مقابل، بحران هویت یا عدم‌مقبولیت فلسفه‌ی سیاسی نظام مستقر از جنبه‌ای ذهنی برخوردار هستند. در گذشته، جنبش‌های اجتماعی اغلب تحت تاثیر بحران‌های عینی بودند، اما در جنبش‌های اجتماعی جدید، نقش بحران‌های ذهنی در کنار مسایل عینی افزایش یافته، و به همین دلیل، مسئله‌ی هویت نقش محوری یافته است. بحران هویت(بحران مشروعیت ایدئولوژیک)، بحران مشروعیت، بحران مشارکت، و بحران مدیریت منابع، از جمله بحران‌های مبتلا به نظام‌های سیاسی محسوب می‌شوند. بنابراین تا بحران هست جامعه نیز در شرایط جنبشی قرار دارد.

بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند، جنبش‌های اجتماعی محصول تغییرات اجتماعی هستند‌. منظور از تغییرات اجتماعی در ‌اینجا "تغییر تعادل در سیستم و جایگزینی تعادل جدید به‌جای تعادل قدیم" است؛ تعادل جدید موجب تغییراتی در برخی از سیستم‌ها و خرده سیستم‌ها می‌ شود. اجمالا"، تغییر اجتماعی را می‌توان پدیده‌ا‌ی جمعی و تغییری ساختی دانست که در طول زمان شناخته می‌شود، مداوم و استوار است و بر جریان تاریخی‌ی جامعه اثر می‌گذارد. تغییر اجتماعی، به کنش جمعی منجر می‌شود. منظور از کنش جمعی، مجموعه فعالیت‌های افراد یک جامعه است که امر به حرکت درآوردن، تشدید، یا کند کردن و حتی مانع شدن تغییرات سازمان اجتماعی را در کل جامعه، یا در بعضی از قسمت‌های جامعه، به عهده دارد.

کنش جمعی در‌عین‌حال که محصول تغییر اجتماعی است‌، می‌تواند عامل تغییر نیز محسوب شود. جنبش‌های اجتماعی، نوعی از کنش جمعی هستند‌. بنابراین در تحلیل جنبه‌های علت‌شناختی جنبش‌ها، باید، روند تغییرات را در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، و تکنولوژیک مورد بررسی قرار داد. در ادامه، برخی از ابعاد تغییرات اجتماعی در ایران، به‌عنوان زمینه‌ی کنش جمعی جاری، مورد بررسی قرار می‌گیرد.


۱. تغییرات سیاسی

بحران هویت(مشروعیت ایدئولوژیک)، بحران مشروعیت، بحران مشارکت، و بحران مدیریت منابع، برخی از بحران‌هایی محسوب می‌شوند که به اعتقاد بسیاری از صاحب‌نظران، حاکمیت جمهوری اسلامی ‌با آن دست به گریبان است‌. بدیهی است هم‌زمانی یا فاصله‌ی زمانی بروز این بحران‌ها از یک سو و به قدرت رسیدن جناح امنیتی، نظامی، و نفتی از سوی دیگر می‌تواند مسیر جنبش سبز را از یک حرکت اصلاح‌طلبانه و مسالمت‌آمیز، به‌سوی تحولات غیر مسالمت‌آمیز سوق دهد. هریک از این بحران‌ها، از یک سو، محصول تغییرات سیاسی در ساخت قدرت، و از سوی دیگر، عامل تغییرات بعدی هستند‌. از این رو شناخت آنها از اهمیت بسیار برخوردار است.


بحران مشروعیت :

رشد تفسیر جمهورى‌خواهانه از اسلام سیاسى، ذات متناقض قانون اساسى ایران، افزایش تمایز بین عملکرد و آرمان‌هاى ظاهرى حاکمیت، و فاصله گرفتن بیش‌تر افکار عمومى از ایدئولوژى مسلط، به‌مثابه‌ی مهمترین عوامل تعمیق بحران مشروعیت حاکمیت،‌ قابل تامل هستند. چنین شرایطی امکان شکل‌گیری‌ی اعتراضات علیه وضع موجود را بیش از همیشه ممکن می‌سازد. شکاف روزافزون بین انتظارات عمومی ‌مردم و عملکرد حاکمیت، به‌ویژه طی پنج سال گذشته، بر شدت و عمق بحران مشروعیت افزوده است‌.


شکاف در نظام سیاسی :

یکی از مهمترین آثار حوادث پس از انتخابات عبارت بود از بحران انسجام درونى نظام. وجود جناح‌بندى‌هاى مختلف در جمهوری اسلامی ‌پدیده‌ی جدیدی نیست، بلکه آنچه شرایط کنونی را از گذشته متمایز می‌کند آن است که اختلافات موجود از طریق ریش‌سفیدی حل شدنی نیست.


کاهش سرمایه اجتماعی و بی‌ اعتمادی حاکمیت ـ ملت :

زیر سئوال رفتن نتایج انتخابات و گفت‌و‌گو‌های پس از آن پیرامون فساد، تخلف، و تقلب، موجب کاهش اعتماد نسبت به مسئولان امر شده و از این رو به افول سرمایه‌ی اجتماعی عمودی (حاکمیت/ملت)منجر شده است.


گسترش دایره مخالفان و منتقدان وضع موجود :

تعمیق شکاف در نظام، از یک سو، و اصرار جناح غالب امنیتی، نظامی، و نفتی در ساختار قدرت مبنی بر طرد همه منتقدان و پرهیز از هرگونه عقب‌نشینی، موجبات ریزش نیروهای درون حاکمیت و کنار هم قرار گرفتن طیف وسیعی از مخالفان را فراهم کرده، که نیروی قابل توجهی را تشکیل می‌دهند. طیف وسیع و گسترده بازداشت‌شدگان پس از حوادث اخیر، نمودی از واقعیت مورد اشاره است.


۲. تغییرات اقتصادی

متغیرهای کلان اقتصادی طی سال‌های اخیر از شرایط نامطلوبی برخوردار بوده، با شعارها و ادعاها مبنی بر گسترش عدالت مطابقت نداشته است. این همه، ناشی از نظم‌ناپذیری حاکمیت، عدم استفاده از توان کارشناسی کشور، و بی‌ اعتقادی به استفاده از علوم انسانی در بهبود اوضاع اجتماعی است.

دولت نهم، با اجرای ناقص قوانین مربوط به حوزه‌ی اقتصاد، یا مسکوت گذاردن آن‌ها در برخی موارد، که هر یک در جایگاه خود می‌توانست تاثیر مثبتی بر اقتصاد ایران بر جای بگذارد نیز، کارنامه قابل‌قبولی از خود به جای نگذارده است. برای مثال، از اجرای کامل برنامه چهارم طفره رفت. با وجود همه‌ی ادعاها، سیاست‌های کلی نظام مورد اعتنای جدی قرار نگرفت. تحقق مفاد چشم‌انداز بیست ساله از دسترس دور ماند، و با نابودی حلقه‌های اندیشگی و برنامه‌ریزی در نهادهای حاکمیتی، حتی تهیه و تدوین یک برنامه‌ی پنجساله قابل ارزیابی جایگزین نیز منتفی شد.

با وجود مخالفت با بند مربوط به افزایش تدریجی بهای سوخت(و صرف آن برای امور عمرانی) در سند برنامه چهارم توسعه کشور، و در مقابل، موافقت با تثبیت قیمت آن برای چند سال، به یک‌ باره طرح هدفمند کردن یارانه‌ها را در قالب طرح تحول اقتصادی، در دستور کار خود قرار داد که از هیچ‌یک از اجزای این طرح، جز همان یک، آن‌هم فقط در حد وعده غیرقابل عملیاتی‌ی توزیع مبلغ کلانی پول بین مردم و افزایش قیمت‌ها، چیز دیگری در دسترس نیست. دولت با تغییر چارچوب سند بودجه و عدم تهیه، انتشار، و ارائه‌ی گزارش نهایی برنامه چهارم به مجلس و افکار عمومی، ارزیابی‌ی نتیجه‌ی اجرای بودجه‌های سالانه و نیز برنامه چهارم را با مشکل مواجه کرده است. نخستین سال اجرای برنامه پنجم عملا بدون برنامه باقی ماند و این‌چنین، با وجود همه‌ی مخالفت‌ها با برنامه چهارم، ناگزیر از استمرار اجرای برنامه پنج‌ساله چهارم برای سال ششم شد. این در حالی است که، به‌رغم همه‌ی وعده‌ها و سخن‌رانی‌ها و شعارها، خبری از تدوین یک برنامه‌ی پنجساله بر پایه‌ی الگوی اسلامی ـ ایرانی نیست.

این همه، به آن منجر شده که نرخ سرمایه‌گذاری از نرخ پیش‌بینی شده در برنامه چهارم، کم‌تر شده و درنتیجه، متوسط نرخ رشد اقتصادی دراین دوران، علاوه بر متوسط نرخ نظیر در برنامه سوم، از نرخ پیش‌بینی شده در برنامه چهارم نیز، کم‌تر است. این در حالی است که در این دوران، در‌آمدهای ارزی حاصل از صادرات نفت و گاز، و نیز مصرف آن در بودجه‌های سالانه حاکمیت، به حدود سه برابر آن در دوره گذشته می‌رسد. نرخ رشد اقتصادی در سال گذشته به ۰.۵ در صد محدود شد و این به دنبال خرج بی‌سابقه‌ترین درآمد تاریخ نفت در سال، یعنی بیش از ۸۰ میلیارد دلار در سال ماقبل آن بود.

طبق آخرین آمار رسمی، با افزایش یک میلیون بیکار و رسیدن کل شمار بیکاران به حدود ۳.۵ میلیون نفر، نرخ بیکاری به نزدیک ۱۵ در صد رسید و این در حالی است که این نرخ برای جوانان به ۳۰ درصد رسیده است.

نرخ تورم نیز، برخلاف پیش‌بینی‌های برنامه چهارم، مبنی بر سیر روندی نزولی، و در پی بی‌انضباطی‌های اقتصادی حاکمیت، شتاب کم‌سابقه‌ای گرفت و به بیش از ۲۵ درصد رسید و در نهایت، به طور متوسط به ۱.۵ برابر نرخ پیش‌بینی شده در برنامه چهارم رسید.‌

کاهش نرخ رشد اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری، که هر دو به معنای افت قدرت خرید جامعه است، سبب شده که نرخ تورم از اوج خود فرود آید و در حال حاضر به حدود ۱۰ درصد محدود شود. بدین ترتیب،
.
23_10_2010 . 15:54
#7
اطلاعیه دفتر پژوهشهاي فرهنگي دكتر شريعتي
احتراماً به اطلاع مي‌رساند، به مناسبت درگذشت استاد عبدالكريم شريعتي (پسر عموي دكتر علي شريعتي)، مراسم بزرگداشتي در روز يكشنبه مورخ دوم آبان ۸۹ در محل مسجد حسينيه ارشاد از ساعت ۱۶/۳۰ الي ۱۸ برگزار مي‌گردد. / دفتر پژوهش‌های فرهنگی دكتر علی شريعتی


تاریخ انتشار : ۲۹ / ۷ / ۸۹

منبع : نامه‌ی دریافتی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویرایش : یک بار / شروین
.
26_01_2011 . 21:27
#8
اطلاعیه مراسم ترحیم آقای حسین راضی
با عرض تسليت و تاسف به اطلاع مي‌رساند آقاي حسين راضي ( همسر خواهر دكتر حبيب الله پيمان ) دار فاني را وداع گفت. مراسم ترحيم آن مرحوم در روز جمعه مورخ ۸ / ۱۱ / ۱۳۸۹ ساعت ۱۵ الي ۱۶:۳۰ در محل مسجد حجه‌ابن الحسن العسگري واقع در سهروردي شمالي ( نرسيده به سيد خندان – قبل از خيابان پاليزي ( شهيد قندي ) ) برگزار مي‌گردد.


متن زير نيز نوشته‌اي از مهندس عبدالعلي بازرگان به ياد آن مرحوم مي‌باشد :

تسلیت، حسین راضی درگذشت

حسین راضی کنشگری بود که تا آخر عمر حتی در بستر بیماری نیز ازتلاش باز نایستاد .

حسین راضی از اولین کنشگران سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی درایران قرن بیستم بویژه دردهه بیست ، ازنسل تازه روزگار خودش بود، که فعالیت سیاسی خویش را ازاستان فارس در دوره دانشجویی آغاز کرد. وی درمبارزه با رجال انگلوفیل معروف به جمعیت"سیدنورالدین" و باند سردارفاخرحکمت که تا آخر عمررییس مجلس وابسته به دربار بود چهره شناخته شده ای به شمار می رفت،. وی ازبنیانگذاران جنبش دانشجویی بود که در میدان بهارستان در اعتراض به قرارداد نفت با شرکت انگلیسی راهپیمایی برگزار کرد .

راضی ازموسسان " نهضت خداپرستان سوسیالیست " همراه با محمد نخشب، ابراهیم یزدی، مهندس شکیب نیا، جلال الدین آشتیانی و بسیاری دیگربود .

وی از جمله آغازگران "جنبش نوگرایی دینی" ودموکراتیزه کردن برداشتهای مذهبی دربرابر جریانات وابسته به "سید ضیاءالدین طباطبایی" انگلوفیل تا واپسگرایان مرتجع و خرافات گرا از روحانیون قشری بود . همان ها که تا آخر در برابر مصدق بسود دربار و انگلیس دست ازمبارزه نکشیدند . راضی همراه دکتر مصدق درجبهه ملی اول ، اندک مدتی رییس کمیته مرکزی حزب ایران "سوسیالیست" ، نماینده دولت مصدق درشهرداری تهران برای مبارزه با فساد بود.
کنشگری که حتی دربعد از کودتا تا مدتها به فعالیت زیرزمینی پرداخت ، فعالیتی که جنبش دانشجویان وجوانان در 21 آبان علیه ورود "نیکسون" تا روز محاکمه دکتر مصدق از کارهای او و نخشب و فروهر در شرایط مخفی بود.

بعد از کودتای ننگین 28 مرداد به پیشنهاد محمد نخشب، وی با همراهی آیت اله زنجانی و نماینده احزاب ملی "نیروی سوم" حزب ملت ایران فروهر "حزب ایران"،نهضت مقاومت ملی را تاسیس کردند و به انتشارروزنامه مخفی "راه مصدق"اقدام کردند. راضی تا دهه چهل نه بار به زندان افتاد .

او از بنیانگذاران جبهه ملی دوم، و فعالان سیاسی درجنبش "نوگرایی دینی تا سوسیال دموکراسی" بومی و "اخلاق گرا" ، همراه با کاظم سامی – علی شریعتی - حبیب اله پیمان – نظام الدین قهاری، محمود نکوروح – مهدی صراف وحسن شریف، فریدون وعلی اشرف ضرغامی ، هرمز ممیزی ، رسول دادمهر وبسیاری دیگر از فعالان " ملی و ملی- مذهبی " بود .

در دهه چهل یکبار دیگر با هجوم شبانه ساواک به خانه های افراد این جریان منجمله سامی و پیمان و... مدتی بازداشت وبه زندان رفت . وبالاخره کنشگری که تا آخر عمر حتی در بستر بیماری ازتلاش باز نایستاد و حتی جلسات سخنرانی و نگارش- اعلامیه ها- را متوقف ننمود . متاسفانه اینک دیگردر میان ما نیست . روانش شاد وراهش مستدام باد .


تاریخ انتشار : ۴ / بهمن / ۱۳۸۹

منبع : جرس
ــــــــــــــــــــــــ
.
22_02_2011 . 21:54
#9
اعتراض شورای فعالان ملی- مذهبی به بازداشت تقی رحمان
شورای فعالان ملی مذهبی روز دوشنبه در بيانيه ای بازداشت تقی رحمانی، نويسنده و يکی از اعضای اين شورا را محکوم کرده و بازداشت فعالان سياسی را در راستای «سياست های ايران برانداز» ارزيابی کرده است.

تقی رحمانی، از مشاوران انتخاباتی مهدی کروبی روز ۲۱ بهمن در منزلش در تهران بازداشت شد و برخی از سايت‌های خبری هوادار دولت علت بازداشت وی را «نقش اساسی در فراخوان تجمع‌های غيرقانونی جريان فتنه» اعلام کرده بودند. تقی رحمانی پس از بیانیه مهدی کروبی و ميرحسين موسوی برای دعوت مردم به شرکت در راهپيمايی ۲۵ بهمن در حمايت از قيام مردم مصر و تونس بازداشت شد.

در بخشی از اطلاعيه فعالان ملی – مذهبی درباره چگونگی بازداشت تقی رحمانی آمده است: «بازداشت او بدون ارائه هيچ حکم رسمی با ورود مأموران ناشناسی که در خانه را با ديلم باز کرده بودند، صورت گرفت. همسر وی (خانم نرگس محمدی) در پی اين حمله، در حالی که لباس درون منزل بر تن داشت، دچار شوک شده و به زمين افتاد. منزل ايشان به مدت دو ساعت در حضور دو کودک خردسال بهت زده که شاهد حال و وضع مادر و برخورد توهين‌آميز مأموران با پدر بودند، مورد بازرسی و تفتيش قرار گرفت.»

در اين بيانيه همچنين آمده است: «شورای فعالان ملی – مذهبی ضمن اظهار تأسف از زير پا گذاشتن اصول و آموزه های اخلاقی و مذهبی در هنگام ورود به حريم خصوصی منزل، اين بازداشت غيرقانونی را محکوم می‌کند و آن را ادامه سياست‌هایِ ايرانْ‌برانداز ساليان اخير می‌داند که سرمايه‌های انسانی کشور را همانند سرمايه‌های ملی‌اش مورد حمله قرار داده است.»

فعالان ملی مذهبی در بيانيه خود با اشاره به «موج حقوق بشر و دموکراسی‌خواهی در منطقه» و رسيدن «صدای ناراضيان به گوش حاکميت‌ها» از حکومت جمهوری اسلامی خواسته است «صدای انتقاد و اعتراض بسياری از نخبگان جامعه و به ويژه نسل جوان» را بشنود.

تقی رحمانی در دوران نظام جمهوری اسلامی بارها روانه زندان شده است. وی سال گذشته و پس از انتخابات رياست جمهوری بازداشت شده بود که پس از مدت کوتاهی آزاد شد.

تقی رحمانی طولانی دوران زندان خود را در دهه شصت تجربه کرد. ابتدا در سال ۱۳۶۰ به سه سال حبس محکوم شد. سپس در سال ۱۳۶۵ به اتهام همکاری با نشريه موحدين که متاثر از آراء دکتر علی شريعتی بود بازداشت و مدت يازده سال در زندان به سر برد. تقی رحمانی در ۲۰ اسفند ۱۳۷۹ به همراه تعداد ديگری از اعضای جريان ملی مذهبی دستگير شد و در ۲۷ فروردين ۱۳۸۱ با سپردن وثيقه از زندان آزاد شد.

تقی رحمانی همراه با دو همکارش هدی صابر و رضا عليجانی در ۲۵ خرداد ۱۳۸۲ هم از سوی سعيد مرتضوی، بازداشت و ۲۲ ماه در زندان بسر برد.


تاریخ انتشار : ۳ / اسفند / ۱۳۸۹

منبع : رادیو فردا
ـــــــــــــــــــــــــــــ
.
06_04_2011 . 22:29
#10
بیانیه‌های نیروهای ملی ـ مذهبی به‌مناسبت درگذشت پدر مهندس موسوي
موضوع : بيانيه شوراي فعالان ملي-مذهبي به‌مناسبت درگذشت پدر مهندس موسوي


به نام خدا

جناب آقاي مهندس میرحسین موسوي

درگذشت پدر گرامي و بزرگوارتان را خدمت حضرت‌عالي و خاندان موسوي تسليت مي‌گوييم. بي‌ترديد، مهر گسترده‌ي خداوند بخشنده و مهربان نصيب اين آزادمرد خواهد شد؛ او که عمر پربرکت خود را صرف خدمت به دين و ارزش‌هاي انساني نمود و در اين راه، فرزندي صالح تربيت کرد که آزادي، آبادي، و سربلندي ايران را تا سرمنزل مقصود وجهه‌ي همت خويش قرار داده است.

شوراي فعالان ملي-مذهبي، ضمن درخواست علو درجات براي روح پاک ميراسماعيل موسوي، از خداوند رحمان مي‌خواهد تا ابرهاي تيره و تار را از آسمان ايران زمين بزدايد، و فرزند آزاده و برومند آن مرحوم را در پرتو عنايات خود قرار داده، در شکيبايي و پايداري ياري فرمايد.

شوراي فعالان ملي-مذهبي


تاریخ انتشار : ۱۲ / فروردین / ۱۳۹۰

منبع : نیروهای ملی - مذهبی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
27_04_2011 . 03:46
#11
مهندس عزت الله سحابی در بستر بیماری
جرس : مهندس عزت‌الله سحابی، رییس شورای فعالان ملی _ مذهبی و از دیرپاترین کنشگران ملی ایران در بیمارستان بستری شد.

گزارش رسیده به جرس، شرایط جسمی مهندس سحابی به علت شکستگی استخوان ران، مساعد نیست و در حال حاضر وی تحت مراقبت ویژه قرار دارد. گفته می شود جراحان به دلیل مشکل هموگلوبین و پلاکت خون مهندس سحابی، عمل جراحی را به تعویق انداخته‌اند.

عضو شورای انقلاب، رییس سازمان برنامه و بودجه در دولت مهندس مهدی بازرگان، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اول، و عضو خبرگان قانون اساسی اینک ۸۱ سال دارد

مهندس سحابی بیش از ۱۵ سال از عمر خود را در زندان‌های رژیم شاهنشاهی و جمهوری اسلامی سپری کرده است. وی آخرین بار در سال ۱۳۷۹ بازداشت و بعدا در دادگاه مشهور به «فعالان ملی _ مذهبی» توسط قاضی حداد، معاون امنیتی قاضی مرتضوی، به ۱۱ سال زندان محکوم شد.

نهادهای اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی، چند ماه پیش، در زمستان ۸۹ وی را احضار کرده مورد تهدید قرار دادند.

حمایت مهندس سحابی و شورای فعالان ملی مذهبی از جنبش سبز، و اعتراض این جمعیت سیاسی به حبس و حصر رهبران جنبش، موسوی و کروبی، و نیز صدور بیانیه تسلیت و همدردی با میرحسین موسوی، نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی را خشمگین ساخته ، به احضار فرزند ارشد دکتر یدالله سحابی وادار ساخت.

یکی از دغدغه‌های چند ماه اخیر مهندس سحابی، وضعیت دخترش، هاله سحابی از محکومان سیاسی حوادث پس از انتخابات ۲۲خرداد ۸۸ است. هاله سحابی حدود ۴ ماه پیش برای اجرای حکم دو سال حبس‌اش، به اوین فراخوانده و زندانی شد.

نیروهای امنیتی مسلط بر اوین تاکنون اجازه ملاقات هاله سحابی با پدرش را با وجود وضع جسمی وخیم این مبارز ملی، صادر نکرده‌اند.


تاریخ انتشار : ۶ / اردیبهشت / ۱۳۹۰

منبع : سایت جرس
_______________

.
30_04_2011 . 00:22
#12
بهبود وضعیت جسمی عزت الله سحابی
بنا به گزارش منابع نزدیک به مهندس سحابی پس ازچند روز که به علت بیماریهای مختلف (ضعف عموم و کم خونی - و شکستگی لگن ) در بیمارستان بستری بوده اند؛ با موفقیت عمل گردیده اند و بعد از عمل نیز حال عمومی اش خوب و روحیه اش نیز بسیار عالی است.
شایان ذکر است در این مدت افراد مختلفی از جمله آقایان انصاری راد ، دعایی ، فرزند مرحوم بورقانی. و بسیاری از هم فکران و دوستان ملی مذهبی از تهران و شهرستان از ایشان عیادت کرده اند.
براساس شنیده ها در روزهای قبل از عمل که ایشان به شدت درد می کشیده و ناله میکرده اند، مرتب با درد نام دخترش هاله را صدا میکرده که در زندان اوین می باشد؛ دختری که سومین نسل از خانواده سحابی است، که طعم زندان را می کشد. پدر بزرگ ، پدر و حالا دختر .اما علیرغم تلاشهای فراوان همسر ایشان و دیگر افراد ماموران امنیتی اجازه و مرخصی برای حضور وی در بستر بیماری پدر را ندادند؛ لازم به توضیح است که هاله سحابی خود نیز به علت مبتلا بودن به دیابت نیاز فوری به مراقبت های مستمر پزشکی می دارد ،که تاکنون کلیه در خواست های خانواده برای انجام این معالجات توسط پزشکشان بی نتیجه مانده است. در ایام عید نیز به هاله سحابی مرخصی داده نشد و دو دختر ایشان از پشت شیشه با وی ملاقات کرده‌اند.

تاریخ انتشار: 9 / اردیبهشت / 1390

منبع: ملی مذهبی

.
31_05_2011 . 13:11
#13
زین پس ما همه سحابی هستیم
به نام خدا

ما برای خداییم و به سویش روانه

مهندس عزت‌الله سحابی، با دلی آکنده از عشق به ایران و مردم ایران، به ابدیت پیوست. مهندس سحابی نماد شصت سال مبارزه و کوشش بی‌وقفه برای آزادی، دمکراسی، عدالت، و پیشرفت ایران، با جنبش ملیت‌خواهی ایرانی در دهه‌ی بیست، پای در عرصه‌ی عمومی نهاد، و تا آخرین لحظه، جایگاه خود را در صف جنبش دمکراسی‌خواهی‌ی نوین ملت ایران، پاس داشت. او ایران را برای همه‌ی مردم ایران می‌خواست، و برای این آرزو، سال‌ها زندان و شکنجه را بر تن خویش هموار کرد. او در آخرین ساعات هشیاری می‌گفت:

"... زندگی مردم سخت شده است. خدا می‌داند که من چقدر برای ایران نگرانم! من دارم می‌میرم و کاری برای ایران نکردم..."

عزت‌الله سحابی، هم‌چون پدر اندیشمندش، سیاست را با اخلاق و به‌ویژه رویکرد عدم خشونت، پیوند زد. او در دهه‌ی هفتاد، هنگامی که نشریه‌ی ایران فردا و ائتلاف نیروهای ملی ـ مذهبی را پایه‌گذاری می‌کرد، بر این باور بود که با تمام نیروهایی که دغدغه‌ی پیشرفت کشور را دارند، آماده‌ی گفتگو و همکاری است. او در تمام سال‌های زندگی، مصالح ملی را بر مصالح فردی و گروهی ترجیح داد. نقدها را شنید و رنج‌ها برد، و هم‌چنان امیدوارانه و شکیبا پایداری کرد. تا آنگاه که دل‌سوخته، رنج دختران و زنان زندانی را در ماه‌های اخیر دید و چنین نوشت:

"... ای خدای بزرگ، ای تغییر دهنده‌ی قلب‌ها و فکرها، یا حال و روز ما را دگرگون کن، یا مرگ مرا برسان..."

هویت ایران، برآیند زندگی و آرزوهای مشترک همه‌ی مردم ایران، و به‌ویژه دستاورد کوشش‌ها و رنج‌های فرزندان راستین‌اش هم‌چون سحابی‌ها است. زین پس ما همه سحابی هستیم.


تاریخ انتشار : ۱۰ / خرداد / ۱۳۹۰

منبع : شورای فعالان ملی ـ مذهبی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویرایش : یک بار / شروین
.
03_06_2011 . 23:26
#14
درخواست تشکیل دادگاه رسیدگی در مورد پرونده شهادت هاله سحابی
شورای فعالان ملی_مذهبی خواستار تشکیل دادگاهی عادلانه برای رسیدگی به جنایت عاملان شهادت هاله سحابی شد.

وَلا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ (بقره/154) / کساني را که در راه خدا کشته مي‌شوند، مرده مخوانيد! آنها زنده‌اند اما شما در نمي‌يابيد.

ما همه هاله هستيم.

مي‌گوييم: «به خشونت پايان دهيد و آزادي و اخلاق را براي زر و زور و تزوير قرباني نکنيد.»

هاله‌ي سحابي، عضو شوراي فعالان ملي- مذهبي، در مراسم تشييع پدرش مهندس عزت‌الله سحابي، به شهادت رسيد. او مظلومانه زيست و مظلومانه به شهادت رسيد و غريبانه، در شامگاه ديشب در انباري مخروبه در تاريکي شب، جامه‌ي سفيد به تن کرد و بر دوش زناني که "يا زهرا" مي‌گفتند، در زير سايه‌ي سلاح مأموران لباس شخصي و گاردهاي تا دندان مسلح، به خاک سپرده شد. او که عمري براي زندگي، صلح و مدارا شعر مي‌گفت و قرآن تفسير مي‌کرد. در مظلوميتي بي‌مانند، با پدر نيک‌انديش و فرزانه‌اش، همراه شد.

هاله مي‌گفت: «من از خشونت تنفر دارم و مانند هر انسان ديگري از مرگ مي‌ترسم، اما به تظاهرات مي‌روم تا شايد به خاطر زن بودنم، مأموران رعايت حال مرا بکنند و اين جوانها را کتک نزنند و بچه‌هاي مردم را به کهريزک نبرند.» در تظاهرات جنبش سبز ديده شد که براي نجات پسران و دختران جوان، خودش را بر روي آنها انداخته و به مأموران التماس مي‌کند که آنها را رها کنند و بجاي آنها، او را ببرند.

روزي که او را به زندان بردند، مي‌گفت: «حکم سنگين زندان من، براي فشار به پدرم صادر شده، من سکوت خواهم کرد تا به خانواده‌ام، فشار نياورند.» از اينرو، زماني که روانه‌ي اوين شد با هيچ رسانه‌اي مصاحبه نکرد و حتي به بسياري از دوستانش خبر نداد، تا مبادا به مهندس سحابي تعرض کنند. در زندان براي زنان زنداني کلاس زبان فرانسه و تاريخ معاصر مي‌گذاشت و بين زندانيان، به مرجع حل اختلاف و آشتي بدل شده بود.

در بيمارستان مي‌گفت: «روزي که مي‌خواستند به من مرخصي بدهند، مأموران مي‌گفتند در صورتي به تو مر‌خصي خواهيم داد که مصاحبه نکني و در هيچ جلسه‌اي شرکت نکني. ... من چشمي به پدر برم تخت بيمارستان داشتم و دلي با دختران زندانيم. آنها من را، مادر خودشان مي‌دانند. روزي که به مرخصي مي‌آمدم، دخترانم اشک مي‌ريختند. کيست که نخواهد در آستانه‌ي مرگ به ملاقات پدرش برود. اما امشب که به مرخصي آمده‌ام، دخترانم در زندانند و پدرم در اغما.»

خانواده‌ي سحابي قصد داشتند که مراسم تشييع مهندس سحابي، بر اساس سنت‌ها و باورهاي مذهبي برگزار شود، نمي‌خواستندتشييع جنازه را به ميتينگ سياسي بدل کنند و به همين دليل، تمامي تضييقاتي را که مأموران حکم کرده بودند، پذيرفتند. به حکم مأموران، مقرر شده بود که تابوت مهندس سحابي تا انتهاي کوچه گلستان، بر دوش خانواده و دوستانش حمل شود و در خيابان صحراي ناران، مراسم نماز ميت، برگزار شود و تابوت با آمبولانس، به محل گورستان، حمل و مراسم تشييع، بدون هر گونه شعار يا سخنراني برگزار شود. اما، بر خلاف آنچه خودشان قبلاً دستور داده بودند، مأموران لباس شخصي و اونيفورم‌پوش، بلافاصله پس از خروج تابوت از خانه، در حالي که عزاداران لااله الا الله گويان، تابوت را بر دوش خود حمل مي‌کردند، به سمت عزاداران حمله آوردند، فحاشي کردند و به ضرب و شتم آنها پرداختند. عکس مهندس سحابي که در دست هاله بود، پاره کردند. يکي از عوامل لباس شخصي که توسط يک سرهنگي لباس شخصي فرماندهي مي‌شدند، هاله را در برابر دوربين‌هاي اطلاعات و نيروي انتظامي به پهلوي هاله ضربه‌اي وارد ساخت. هاله سحابي پس از ضربه به پهلويش بر زمين افتاد. مأموران حتي فرصت ندادند که به وضعيت او رسيدگي شود. آنها عربده مي‌کشيدند و فحاشي مي‌کردند. آمبولانسي در محل نبود تا اقدامات اورژانس را انجام دهد؛ به ناچار، در حالي که اطرافيان، تن نيمه جان هاله را به سوي خودرو سواري مي‌کشيدند و در شرايطي که نيمي از بدنش از در بيرون بود، همان مأموران لباس شخصي و مسلح، در خودرو را بر بدن نيمه‌جان او فشار مي‌دادند. مأموران، ده تن از عزاداران را پس از ضرب و شتم بازداشت کردند و به پليس امنيت تهران بردند. آنها، تابوت مهندس سحابي را از دست تشييع‌کنندگان ربودند، مراسم نماز را ، بر خلاف موازين دين و اخلاق لغو، و جسد را توسط مأموران خودشان، به گورستان منتقل و گورستان را با مأموران مسلح خود محاصره کردند. مأموران، جسد هاله را نيز مجدداً به گروگان گرفتند و اجراي مراسم تدفين را بر خلاف عرف و اخلاق مذهبي، در همان شب، به خانواده‌ي سحابي اجبار کردند. اين نخستين تدفين شبانه در گورستان لواسان بود. تغسيل و کفن در تاريکي و در سوله‌اي متروکه، بدون نور و حداقل امکانات لازم انجام شد.

مأموران امنيتي و لباس شخصي، که هر موبايل و دوربيني را ضبط مي‌کردند، با دهها دوربين، صحنه را ثبت کرده‌اند. مقامات حکومت به جاي تناقض‌گويي‌هاي متداول که پس از اين جنايت هولناک طرح مي‌کنند، اگر صداقت دارند، واقعه را آنگونه که بود، به منظر عموم بگذراند تا وجدان عمومي قضاوت کند که در اين حادثه، مأمورانشان چه کردند و بر سر هاله‌ي سحابي چه آوردند؟

براي صيانت از حقوق ملت و پايان دادن به دور باطل خشونت، بي‌اخلاقي، سرکوب مردم بي‌دفاع و مسالمت‌جو توسط نهادهاي فراقانوني و اعمال جنايت به دست مأموران لباس شخصي، ما خواهان تشکيل دادگاهي عادلانه، علني و با حضور هيأت منصفه، براي رسيدگي و پيگرد عوامل و آمرين اين جنايت هولناک هستيم.

شوراي فعالان ملي- مذهبی


تاریخ انتشار: ۱۲ / خرداد / ۱۳۹۰

منبع : سایت نیروهای ملی ـ مذهبی
.
18_06_2011 . 21:37
#15
بیانیه‌ی نیروهای ملی ـ مذهبی در مورد درگذشت شهادت‌گونه‌ی هدی صابر
بیانیه شورای فعالان ملی-مذهبی

در مورد درگذشت شهادت گونه‌ی هدی صابر

به نام خدا

«و جاء من اقصی المدینه رجل یسعی قال یا قوم اتبعی المرسلین»



مرگ نابهنگام، مظلومانه و شهادت گونه‌ی هدی صابر غمی است جانکاه، که نه تنها خانواده، دوستان، یاران و شاگردان او، بلکه هر انسان آزاده‌ای را از شنیدن این خبر در ماتمی عمیق فرو برد.

زنده‌یاد صابر از شاگردان و همراهان برجسته مهندس عزت‌الله سحابی، متفکر قرآن پژوه، صاحب‌نظر اقتصاد و تاریخ سیاسی معاصر، کنشگر مدنی انسان‌دوست، نواندیش دینی، و از فعالان سخت کوش و صدیق ملی-مذهبی بود. او در دوران زندگی پربار خود با ظلم و ستم به مبارزه برخاست و نسبت به بی‌عدالتی و تبعیض از خود بی‌تفاوتی نشان نداد و هر گونه خطری را در این راه به جان خرید.

صابر که درس‌آموخته‌ی مکتب بزرگانی همچون آیت‌الله طالقانی بود در سالگرد درگذشت آن عالم آزاده چنین می‌گوید: «نخبگانی که از مرحوم آیت‌الله طالقانی آموزش گرفتند این‌گونه شدند، عرض حیات برای آنها اهمیت داشت نه طول حیات، کم زیستند ولی خوش زیستند، خوش رفتند، پهلوانانه رفتند، باج ندادند.» هدی صابر در زندگی پربرکت و موثر خود چنین زیست. او به کیفیت زندگی اهمیت می‌داد و نه کمیت آن.

صابر زندانی اسیری بود که باید همانند همه‌ی زندانیان دیگر از حقوق انسانی و شهروندی و قانونی به‌خصوص در شرایط بحرانی -صرفنظر از نوع اتهام و جرم- بهره‌مند می‌شد. مسئولان امر موظف‌اند چگونگی فوت این انسان آزاده و اندیشمند وارسته را مورد رسیدگی دقیق و منصفانه قرار دهند و به گواهی 64 تن از زندانیان و دیگر شاهدان عینی به‌طور جدی توجه کنند.

شورای فعالان ملی-مذهبی ضمن تشکر از همه احزاب، گروه‌ها، شخصیت‌ها و عموم کسانی که با انتشار بیانیه‌ها و حضور در مراسم تشییع و ختم هدی صابر مایه‌ی تسلی خانواده، دوستان و هم‌فکران آن عزیز را فراهم آوردند، با تاکید بر ضرورت روشن شدن ابعاد ناپیدای مرگ مظلومانه‌ی هدی صابر، یاد و خاطره او را که نماد عدالت‌طلبی، آزادی‌خواهی و حق‌طلبی بود، گرامی می‌دارد.

شورای فعالان ملی-مذهبی


تاریخ انتشار: 28 / خرداد / 1390


منبع: ملی مذهبی
.
12_10_2011 . 05:19
#16
بیانیه‌های نیروهای ملی ـ مذهبی پیرامون پیگیری پرونده شهادت هاله سحابی
به نام خدا
ریاست محترم قوه قضاییه
احتراما به اطلاع می‌رساند طی ماه‌های اخیر فعالان ملی- مذهبی از جهات مختلف در معرض تهدیدها و فشارهای امنیتی قرار گرفته اند. البته این برخوردهای عموما غیرقانونی و تهدیدآمیز تازگی ندارد. در طول سالهای پس از انقلاب به انحای گوناگون مسئولان امر با نقض حقوق مصرح در قانون اساسی فعالان ملی- مذهبی را همچون سایر نیروهای مستقل مدافع آزادی و دمکراسی، تحت انواع فشارها قرار داده‌اند تا آنان از انجام وظایف دینی و ملی صرفنظر کنند. آخرین این برخوردهای غیرقانونی و مغایر با موازین دینی و ملی در جریان فوت و تشییع جنازه مرحوم مهندس عزت الله سحابی رخ داد؛ فشارها و برخوردهایی که به فاجعه شهادت فرزند او هاله سحابی و همراه برجسته اش، هدی صابر منجر شد. شورای فعالان ملی - مذهبی اگرچه ارزیابی مثبتی از استقلال قوه تحت مدیریت جنابعالی ندارد، اما به حکم وظیفه دینی و ملی خود و از آنجا که مطابق کلام وحی امر به معروف و نهی از منکر از وظایف ذاتی همه مسلمانان قلمداد شده، انتظار دارد در موارد زیر دستور بررسی و پیگیری سریع را صادر فرمایید:

۱- بررسی تخلفات مقامات انتظامی در جریان تشییع جنازه مرحوم مهندس عزت الله سحابی و نقض توافقات حاصل از مذاکرات متعدد آنان با خانواده سحابی، که منجر به هتک حرمت مرحوم مهندس عزت الله سحابی و خانواده محترم ایشان شد، و نهایتا به فاجعه شهادت مرحومه هاله سحابی ختم گردید.

۲- بررسی شکایت خانواده شهید هاله سحابی درباره عامل ضربه به او در جریان تشییع پیکر پدرش که منجر به سقوط او بر زمین و نهایتا ایست قلبی وی شد. همچنین بررسی نحوه برخورد ماموران حاضر در صحنه با پیکر مرحومه. خاطر نشان می‌سازد به علت وجود تعداد زیادی دوربین فیلمبرداری در محل حادثه که همگی مربوط به واحدهای امنیتی بود، لحظه به لحظه حادثه تصویر برداری شده، ضمن آنکه شاهدان حاضر در مراسم نیز بارها آمادگی خود را برای بیان شهادت در برابر هر مرجع صالح اعلام کرده اند.

۳- بررسی علل و عوامل حمله قلبی زنده یاد هدی صابر در زندان، عدم ارائه خدمات درمانی مناسب و به موقع توسط مقامات زندان و تعلل در اطلاع رسانی به خانواده وی در زمان فوت آن مرحوم.

شورای فعالان ملی- مذهبی


تاریخ انتشار : ۱۸ / مهر / ۱۳۹۰

منبع : سایت ملی-مذهبی‌ها
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.




موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  بیانیه‌های اعضای خانواده شریعتی shervin 11 8,077 31_07_2011 . 00:58
آخرین ارسال: solange

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 3 مهمان