جملات شریعتی درباره امام
19_10_1388 . 20:15
#1
جملات شریعتی درباره امام



دوستان گرامی!
جهت تهیه آرشیوی برای دسته‌بندی موضوعی اندیشه‌های شریعتی، جملات شریعتی درباره امام را با ذکر شماره مجموعه آثار و صفحه مربوطه، در این بخش وارد نمائید.


ــــــــــــــــــــــــــــــ
.
15_10_1389 . 22:59
#2
امام، پارتی صاحب نفوذی در دستگاه دادگستری خدا
"... استضعاف است که ائمه‌ي‌ بزرگ شیعه را بجای اینکه ما "امام" بگیریم و سزمشق پیروی و نمونه‌ي عمل و الگوی متعالی خودسازی و علامت راه و پیشوای حرکت رهبر و رهنمون و هدایت و آموزگار معرفت و استاد تعلیم و تربیت و بدست آوردن فضیلت و بالاخره عامل "کسب شایستگی و نجات" ، "ابزار کسب نجات ناشایسته" گرفته‌ایم و پارتی صاحب نفوذی در دستگاه دادگستری خدا و گمرک مرزآخرت. با زیارت او و اظهار ارادت باو و مالیدن خود به ضریح او و ریختن خاک او به حلق خود و خرید زمین گران قیمت نزدیک قبر او و اهدای لوسترلوکس برای حرم او و ریختن مبلغی پول در ضریح او و گریه و زاری و التماس و اظهار محبت و ذلت و تملق و چاپلوسی استرحام و ... بنام « شفاعت »، می‌خواهیم پس از یک عمر پرخوری و مال مردم خوری و نوکری جلاد و همدستی دزد، ثواب هفتاد شهید را از او بگیریم و امیدوار باشیم که با این کلک‌ها که مقداری اشک می‌خواهد و مبلغی پول، ما را که مظهر ذلت و بندگی طاغوت هستیم، توی صف شهدای بدر و احد و کربلا جا مان بزنند! ..."


مجموعه آثار ۱ / با مخاطبهای آشنا / صفحه ۱۷ – آخرین نامه‌ي مفصل دکتر - اردیبهشت ۱۳۵۶
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
18_7_1390 . 02:25
#3
جملات شریعتی درباره امام
"... درباره امام چهارم شیعه، فرزند حسین و وارث شهادت، گفته بودم: "مردی که از نعمت خوب مردن نیز در زندگی محروم بود". این درد کوچکی نیست. این هم درد بزرگی است که مردی مشتاق مرگ خوب، مردن در راه آرمان و ایمان، لجن‌مالش کنند و آرمان و ایمان [او را] و دهانش را ببندند تا فریادی بر نیارد. چه خفقان طاقت‌فرسایی است!..."


مجموعه آثار ۱ / با مخاطب‌های آشنا / ص ۲۴۷
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
2_8_1390 . 11:38
#4
جملات شریعتی درباره امام
"... به یاد آورید که امام سجاد،دارای سرگذشت ویژه‌ای است... در صحنه‌ی جهاد بودن و در کشتزار مرگ حضور داشتن و به زنده بودن و به ماندن محکوم! و دشوارتر از این، صحرای خاموش شده را، که در هر گوشه، گل سرخ شهادتی شکفته است، ترک کردن و خون محمد و فاطمه و علی و حسین را در رگ‌های خویش داشتن و از صف شهیدان، به سلامتی که از هر زخم تیغی جراحت‌زاتر است و به حیاتی که هر مرگی در برابرش نجات و نوازش است، به در آمدن و به سوی سرنوشت هولناک و دردآورِ «پس از شهادت زنده ماندن» رفتن و از این نیز دشوارتر، در میان خیلی از زنان و کودکان داغداری که از شهیدان بازمانده‌اند، تنها ماندن و با کاروان اسیران به کاروانسالاری زینب بزرگ -که رهبری نهضت را در اسارت، و ادامه‌ی انقلاب کربلا را در تنهایی هولناک پس از شهادت، و ابلاغ پیام شهیدان را به جهان به دست گرفته است- راهی پایتخت جنایت شدن و از این دشوارتر، به زنجیر بسته، پیشاپیش چنین قافله‌ای، از میان شهر پلیدی گذشتن و برق آزار دهنده‌ی نگاه‌های زشت خیانتکاران و خودفروشان و نوکرمآبان و جلادان و چاپلوسان و دین‌بازان و عوامفریبان و گرگانِ هار و روبهان مکار و موشان سکه‌پرست و عوام بدبخت و میش‌های قربانی شوم جهل و برده‌ی ذلیل شکم و مجسمه‌های زشتی و حقارت و پستی و پلیدی را بر سر و روی خویش حس کردن و از این دشوارتر، به دربار جلادی حقیر آورده شدن و... آنگاه زندگی تنها و دردآمیزی را در زیر سایه شمشیر آغاز کردن و شاهد بر باد رفتن همه چیز بودن و فراموشی و نفی و مسخ و غصب تمامی ثمرات انقلاب اسلام و رنج‌های خاندان خویش را هر روز به چشم دیدن و فاجعه‌ی سنگباران کعبه را به دست حجاج و قتل عام هولناک بسربن‌ارطاه را در مدینه‌ی پیامبر که سه روز زنان و دختران مدینه را -که همگی خاندان اصحابند- بر سربازان خویش حلال کرد، و زنان مسلمان را همچون کنیز، در بازارهای برده فروشی فروخت، تحمل کردن و اسلام را و پیام محمد را ابزار دست قداره‌بندان و وسیله توجیه رژیم جاهلیت خون‌آشام و شخصیت‌های بزرگ اسلام را در خدمت دستگاه و یا سر در آخور خویش و یا در گوشه‌ی امن بی‌شرمی آبرومندانه زهد و رهبانیت و عبادت و ریاضت و علم -که در این هنگام همه، چاقچور و پیچه و روبند دروغین عصمت وعفت مردان نامرد بود- دیدن و در کنار خاندان محمد، در سنگر دفاع از حقیقت و در صف عدالتخواهی و حریت و وفاداری به اسلام راستین، کسی را نیافتن و خود را که وارث رسالت پیامبر است و تنها بازمانده‌ی خاندان او و مسئول هدایت و آگاهی و مقاومت در برابر زور و تزویر و دفاع از حریم ایمان و انقلاب و پاسدار حقوق پایمال شده‌ی مردم، تنهای تنها احساس کردن و کوهی از اندوه و انبوهی از آن خاطره‌های تلخ و جانگداز آن روز خونین را در دل خویش حس کردن و با خود زنده نگه داشتن و زنده ماندن در هوایی که پر از براده‌ی فولاد است و بر زمینی که پوشیده شده از فاجعه و خون و در فضایی که از ارعاب و اختناق، سخت سنگین و گرفته است و در زیر آسمانی که از آن وحشت می‌بارد و در جامعه‌ای که سکوت سیاه و امنیت سرخ پس از قتل عام عاشورا، همه را به ترس و تقیه خفه کرده و به درون تنگ و حقیرِ مصلحت‌اندیشی‌های پستانه‌ی شخصی رانده و هیچ‌کس را یارای آنکه سری از گریبان خودپرستی و آخور خودچرانی و روزنه‌ی بسته‌ی خانه‌ی خودپایی خویش برگیرد و ببیند که در بیرون چه خبر است و بر سر ایمان و امت چه می‌گذرد، نیست..."


مجموعه آثار ۸ / نیایش / ص ۷۲
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.




موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  جملات شریعتی درباره امام علی shervin 24 34,657 4_1_1395 . 22:51
آخرین ارسال: shervin
  جملات شریعتی درباره امام حسین shervin 12 15,561 15_9_1390 . 05:31
آخرین ارسال: solange

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

.